مقاله ای که در دنبال مشاهده می کنید در اردیبهشت سال ۱۳۸۳رتبه اول فراخوان مقاله در استان اصفهان را به دست آورد . مقاله در کتاب آیین فرزانگی از انتشارات سازمان آموزش و پرورش استان اصفهان چاپ شده است .همچنین مقاله را در این آدرس به اضافه ی مقالات دیگر می توانید پیدا کنید .
سایت پژوهش سازمان آموزش و پرورش استان اصفهان
مقدمه:
وقتي با موضوع مقاله آيا در آينده رايانه جاي معلم را مي گيرد؟ مواجه مي شوي بلافاصله امكان دارد با يك كلمه نه يا آري جوابي به سئوال داد ولي براي بررسي دقيق موضوع لازم است مسائل مختلف را به بحث گذاشت. ولي از آنجا كه ستاد بزرگ داشت مقام معلم استان اصفهان متولي طرح سئوال است بايد كه به مقام و منزلت معلم در ارتباط با رايانه بيشتر توجه نشان داده شود.
در هر صورت جاي تشكر دارد كه شاهد بروز زمينه هاي جديد بحث در آموزش و پرورش هستيم . همه از فناوري اطلاعات مي گويند و گاهي هم خود را خلع سلاح شده مي يابند و بايد كه در اين راستا معلم مقام و منزلت خود را فراموش نكند، باشد كه چنين شود.
چكيده:
آنچه كه در اين مقاله سعي به بررسي آن داريم مسأله جايگزيني رايانه به جاي معلم است . براي بررسي موضوع ابتدا سعي كرده ايم نگاهي كوتاه و گذرا به موضوع وسايل ارتباط جمعي داشته باشيم. در ادامه با بررسي موضوع دهكده جهاني مك لوهان جايگاه رايانه را در اين ميان مشخص ترخواهيم كرد. سپس با توجه به فناوري اطلاعات جهت گيري يادگيري در آينده جامعه بررسي كه در نهايت به موضوع توسعه و ضرورت اصلاح در آموزش و پرورش مي رسيم. سپس مشخصات يك معلم كار آمد را توضيح خواهيم داد كه در آن ميان بر مسأله يادگيري مداوم معلم و شاگرد تاكيد داريم . و از آنجا كه همه فعاليتها به موضوع داشتن ديدگاه مشخص در رابطه با تعليم و تربيت مي رسيم كه در جاي خود بحث مهمي است و لازم مي شود كه معلم ديدگاه مشخصي در ارتباط با فلسفه تعليم و تربيت پيدا كند.
تكنولوژي به هر حال دارد كليه جوانب زندگي ما را در بر مي گيرد و لازم است به شكلي در خدمت معلم در آيد كه چالشها و چشم اندازهاي خاصي را به وجود مي آورد كه از آن جمله ورود رايانه به آموزش و پرورش و هدف از ICT در آموزش و پرورش را دقيقاً بررسي خواهيم كرد . و از آنجا كه نمي توانيم فارغ از تجارب ديگران باشيم ، تجربه سه كشور را در رابطه با ورود رايانه به تعليم و تربيت آنها بررسي خواهيم كرد . سپس براي جلوگيري از خطاي ديگران هنگام ورود رايانه به محيط هاي آموزشي موضوعها و مسائل مربوط به آن را توضيح خواهيم داد.
از آنجا كه وبلاگ كاربردي خاص در تعليم و تربيت دارد و مي تواند به سادگي در خدمت آموزش قرار گيرد لذا نگاهي دقيق به وبلاگ و مسائل تخخصي آن خواهيم داشت . سپس نگراني هاي موجود در ارتباط با ورود فناوري ، اينترنت و رايانه در تعليم و تربيت را به بحث گذاشته و مسائل مختلف آنرا به چالش خواهيم كشيد . در پايان پس از يك نتيجه گيري كلي پيشنهاداتي به نظر مي رسد كه ارائه خواهد شد.
وسيله ارتباط جمعي چيست؟
اصطلاح وسايل ارتباط جمعي از سوي شوراي مذهبي واتيكان روم در چهارم دسامبر 1963 ، به جاي اصطلاح مشترك براي روزنامه ها، مجله ها، راديو، تلويزيون و سينما به كار مي رود (جام جم – 776-ص5) البته بايد توجه داشت كه عليرغم ارائه تعريف مذكور براي وسايل ارتباط جمعي ، هنوز روي نوع آن بين صاحب نظران اختلاف است. منظور آن دسته از وسايل ارتباطي است كه در تمدنهاي جديد به وجود آمده است و ويژگي اصلي آنان قدرت و توانايي زياد و شعاع عمل وسيع است . بنابراين هيچ ترديد نيست كه شبكه راديويي و تلويزيوني را بايد در اين رديف قرار دهيم . سينما را هم مي توان به سادگي در همين رده قرار داد ، هر چند كه اين وسيله تنها گروههاي محدودي را در بر مي گيرد كه در مكانها و سالنهاي گوناگون پراكنده اند.(كازنو، 1372، ص4)
با توجه به پيشرفت تكنولوژي تنوع بسياري در وسايل ارتباط جمعي را شاهد هستيم كه علماي ارتباطات هنوز نتوانسته اند مرز دقيقي براي آنها تهيه نمايند . ماهواره ، تلفن و به خصوص تلفن همراه، رايانه و Cd و ديسكتها و در نهايت شبكه اينترنت از جمله اين موارد هستند. وسايل ارتباطي بسيارند، هر آنچه موجبات تسهيل در ارتباط انسانها شود، بدين نام خوانده مي شود . از زبان گرفته تا راديو، تلويزيون، مطبوعات، تئاتر، سينما و … (ساروخاني، 1380، ص137)
از همه مهمتر كتابهاي درسي ما بهترين وسيله ارتباط جمعي است كه با دقت در انتخاب محتوا، مي توان بهترين ارزشها را انتقال داد . حتي جلد دفتر دانش آموز، عروسك و اسباب بازي كه او استفاده مي كند به نوعي تحت تأثير پيامي قرار مي گيرد كه كاركرد و تاثير گذاري بي حد دارد.
دهكده جهاني
وقتي صحبت از وسايل ارتباط جمعي مي شود، نبايد نقش بي چون و چراي آنها را در
شكل دهي زندگي اجتماعي انسان از نظر دور داشت.كافي است كوچكترين خبري درگوشه اي از دهكده جهاني ، اتفاق بيفتد تا بلافاصله عكس و خبر آن شبك هاي مختلف تلويزيوني، صفحات روزنامه ها و حتي در شكل جديد سايتها و وبلاگها را پر سازد و صداي آن گوش فلك را پر كند.
مك لوهان دنياي امروز را دنياي كتاب نمي داند . دنياي كتاب كه به نظر او با اختراع صنعت چاپ و به وسيله گوتنبرگ آغاز گرديد،فقط چهار سال ادامه داشت و گسترش وسايل ارتباط جمعي بر آن خاتمه بخشيد(رشيدپور، 1352،ص17).
در واقع وسايل نوشتاري و به خصوص كتاب نمي تواند كاركرد ديگر وسايل را در دهكده جهاني مطرح شده از طرف مك لوهان را داشته باشد.
زماني كه مك لوهان نظريه دهكده جهاني نو را مطرح كرد دانشمندان زيادي حتي در كشورهاي پيشرفته صنعتي غرب با ديده شك و ترديد به آن نگاه مي كردند و حتي او را ديوانه مي پنداشتند.او مي گويد« تمام وسايل ارتباط جمعي بر ما نفوذ دارند و روي ما كار مي كنند.نتايج تاثير آنها جهات شخصي، سياسي، اقتصادي، زيبايي شناسي، رواني، اخلاقي، قومي و اجتماعي آنچنان شديد است كه هيچ گوشه اي از وجود فيزيكي و روحاني ما را دست نخورده و به حال خود رها نمي كند(همان منبع،ص29).
پيامها آهسته و پيوسته مي آيند. از فرط تكرار كم كم باورمان مي شود كه آن چيز جزء زندگي و فرهنگ ما بوده است. بعداً آنچه در اين ميان فراموش مي شود و شايد هم اقبال عمومي و موسسات علمي را به درستي به خود جلب نكرده، نقش و تاثير وسايل ارتباط جمعي در عصر و دوره حاضر كه صرفنظر از پيام و يا محتواي خود، هر يك به گونه اي در خصوصيات اجتماعي و مهمتر از آن رواني فرد فرد مردم اين قرن اثرات قابل ملاحظه اي به جاي گذاشته اند… (همان منبع،ص14).
با دقت در زمان انتشار گفته هاي پروفسور مك لوهان متوجه فاصله زماني حساسيت روي نظريات وي تا واقعيات مي شويم. وقتي گفته هاي او منتشر شد غرب ابتدا اقبالي به حرفهاي او نشان نداد . در ايران نيز در حدود سي سال پيش وسايل ارتباط جمعي چنين گسترده نبود.حتي به دليل باورهاي عميق مذهبي، اكثر خانواده ها راديو و تلويزيون نداشتند. پس از انقلاب اسلامي از يك طرف تلويزيون در خانه ها حضوري بسيار گسترده پيدا كرد و از سوي ديگر نبايد به دلايل زيادي تلويزيون تنها سرگرمي اوقات فراغت خانه ها شد. شبكه هاي متعدد برنامه هاي زيادي را به روي آنتن بردند، تاثير بر كودكان و نوجوانان بيش از حد شد، آن وقت تازه حساسيتها در ايران با يك فاصله زماني آغاز شد.
در ارتباط با رايانه هم به اينگونه عمل شده است. رايانه ها به مدارس و خانه ها راه باز كرده اند برخي به آن به عنوان مد روز نگاه مي كنند و بلاخره دكور اتاق را كامل مي كند . تعدادي از آن براي بازي كامپيوتري و تماشاي Cd استفاده مي كنند و برخي ديگر با استفاده از اينتر نت وارد دنياي ديگر مي شوند كه اين دنياي جديد مشكلات خاص خود را دارد .تعدادي در ان ولگردي مي كنند و آنچه ديگر بين بچه ها دارد رد و بدل مي شود آدرس سايت است كه معمولاً سايت هاي مشكل دار هم مي باشند . سايتهايي كه فيلتر گذاشته اند ولي در سايت ديگر آدرس فيلتر شكن را داده اند و… در هر صورت اين هم مشكلي است كه به مجموعه مشكلات فرهنگي اضافه شده و در كنج خانه ها هم قرار دارد و با يك خط تلفن تمام…!
جهت گيري يادگيري در آينده
وقتي صحبت از يادگيري و آموزش به ميان مي آيد بلافاصله كلاسي متشكل از چندين صندلي و يك تخته سياه در نظرها مجسم مي شود كه معلمي پشت به تخته سياه در حال صحبت براي عده اي دانش آموز است و دانش آموز در سكوت كامل و بي حركت به حرفهاي او گوش مي دهند.
لطفاً دو باره قسمت آخر جمله اخير را تكرار كنيد! در سكوت كامل و بي حركت!! گويي اگر دانش آموز سئوالي بپرسد كه در سطح كلاس نباشد و يا حركتي انجام دهد كه مانع از رخ دادن يادگيري شود همه چيز به هم مي ريزد و يادگيري رخ نمي دهد . سكوتي كامل و بي حركت حالتي كاملاً پسيو و انفعالي براي طي مسيري كه بايد گام به گام پاس شود تا سر انجام دانايي در قالب مدركي به نام گواهي تحصيلي به دانش آموزان اعطا گردد( www -1).
با پيدايش فناوري هاي جديد در عصري كه به دوران طلايي اطلاعات معروف شده و ارتباطات به ياري ابزارهاي جديد، شكل تازه اي به خود گرفته و بسيار گسترده تر شده است، بي شك مقوله تعليم و تربيت و يادگيري نيز دستخوش تغييرات عمده و عديده اي قرار گرفته است. به گونه اي كه ديگر روشهاي سنتي در بسياري از جوامع پيشرفته و حتي در حال توسعه، كارآمد، پاسخگو و نتيجه بخش نيست(كارگر ايراني، 114).
ولي متاسفانه با بررسي وضعيت فعلي آموزش در ايران متوجه مي شويم كه به هر حال هنوز بيراهه هاي فراواني است كه آموزش و پرورش در آن گرفتار آمده است. در دوره آموزش عمومي آمده ايم و بحث مربوط به ارزشيابي مستمر و آزمونهاي عملكردي را مطرح كرده ايم ولي آيا اين مباحث براي كليه نهادينه شده است واز طرف ديگر آنها تا چه حد در دوره هاي بعد آموزشي ادامه مي يابند. دانش آموزان با هر ميزان سواد و هر مقدار كه بر فعاليتهاي عملكردي تسلط داشته باشد و حتي در هر رشته اي اعم از انساني يا فني كه علاقه مند به ادامه تحصيل باشد در چالشي به نام كنكور گرفتار مي شود . غولي كه همه را به مبارزه مي طلبد و برنامه ريزان هم به طور كلي نمي توانند به آينده توجه داشته باشند چرا كه همه بايد به عملكرد و فعاليتهاي عملي را كنار بگذارند و دانش بياموزند، تست بخوانند، تست زدن ياد بگيرند و در نهايت اين صرفاً دانش آموز است كه امتحان گرفته مي شود و در اين ميان آنچه مورد توجه قرار نمي گيرد همان آزمونها و فعاليتهاي عملكردي است.
توسعه و ضرورت اصلاح
امروزه، تقريباً تمام كساني كه به هر نحو طرفدار توسعه و اصلاحات هستند در همه جاي دنيا از آموزش و پرورش شروع مي كنند، چه، توجه به اصل تعليم و تربيت و تلاش در راه آن مي تواند امر توسعه را پيش ببرد و با مسير جهان هماهنگ كند. روي كردهاي بر آمده از عصر جديد ارتباطات و فناوري ها در تعليم وتربيت از جمله ديدگاه حداكثري مبتني بر خود يادگيري، چگونه يادگيري(فرا شناخت)، يادگيري فرآيند مدار و مستقل، موجب حركت تدريجي در باز تعريف مفاهيم اساسي تعليم و تربيت شده است . سواد، علم، تدريس، معلم، شاگرد، محتواي درسي و مدرسه در حال احراز تعاريف جديد هستند.(2-www)
بايد باور كنيم كه آموزش و پرورش ديگر معنا و مفهوم ديگري پيدا كرده است. ارتباطات جهاني كه در پرتو فناوري هاي جديد شكل گرفته ، منابع مختلف دانش براي افراد را فراهم ساخته و بدين ترتيب يادگيري از كلاس درس و مدرسه و خانواده خارج شده است و گستره آن را به سطح شهر، جامعه و جهان توسعه داده است . دانش آموزان در بمباران تبليغات انواع رسانه ها گرفتار آمده و گويا در اين ميان آنكه تربيت نمي كند آموزش و پروش است .همه از كودك و جوان مي گويند و همه هم قصد دارند او را براي آينده تربيت كنند ولي هر كس هم راه خود را مي رود و متاسفانه در اين ميان آنچه باقي مي ماند مخروبه اي است كه آموزش و پرورش بايد ابتدا آبادش كند بعد اگر فرصت داشت متكفل تربيت او هم مي شود .
در حالي كه دانش آموزان ما هنوز، اغلب در كلاسهايي درس مي خوانند كه بيشتر مطالب به صورت سنتي و در قالب سخنراني تدريس مي شوند و دانش آموز در جريان يادگيري، فعالانه به كار گرفته نمي شود . در اين شيوه، معلم سعي مي كند كه با زحمت و تلاش بسيار، مفاهيم اندوخته شده در ذهن خود و يا كتاب درسي را به گونه اي به دانش آموان تفهيم و يا تلقين كند . در حالي كه براي تربيت صحيح و ساختن شخصيت دانش آموزان به عنوان يك انسان مفيد ، كارآمد و اثر بخش، مي بايد با دركي صحيح نسبت به اهميت ارتباط معلم و شاگرد، اين رابطه را در قالب يك تعامل دوسويه توسعه داده و از آن به نحو مطلوبي بهره برداري كنيم، امروزه توجه به رشد روز افزون كميت دانش بشري ما را وادار به تجهيز دانش آموزان به دانش و مهرتهايي مي كند كه هميشه در همه جا به كار آنان بيايد . امري كه صرفاً با به كار گيري شيوه هاي نوين تدريس امكان پذير است(راصد، 1381،ص2).
تا وقتي كه شيوه هاي نوين تدريس توسط معلمين پذيرفته و اجرا نشود صحبت از ورود رايانه به كلاسها و مدارس كاري بهوده است. چه اگر رايانه به مجموعه وسايل مدرسه و دفتر اضافه شود و حتي با خريد رايانه هاي متعدد شبكه اي هم در آموزشگاه ايجاد شود ولي معلمين به طور كلي ندانند كه چه كنند تمام فعاليتها و هزينه ها راه به اشتباه برده اند.
وقتي ديگر تاكيد آموزش و پرورش بر انتقال دانش نبود، نقش مدرسه تفاوت بسياري خواهد كرد. معلم ديگر انتقال دهنده حرف اطلاعات به دانش آموزان نخواهد بود . آموزش و پرورش به جاي پرداحتن به به مواد درسي به كل انسان مي پردازد. و به تمام ابعاد زندگي او توجه مي كند، وعلم در نظام جديد آموزش و پرورش در مقام ياور در بالندگي انسان ، ايفاي نقش مي كند نه انتقال دهنده اطلاعات. شاگرد پرسشگر و فعال است نه شنونده اي منفعل و پذيرا. امروزه، با دسترسي فراگيرندگان به اينترنت و گذرگاههاي گوناگون كسب اطلاعات و بالطبع تاثير پذيري از فرهنگ جهاني و غير بومي، اقتدار علمي معلم رفته رفته رنگ مي بازد. از همين روست كه آموزش و پرورش ناگزير است كاركردهاي نو را متناسب با روح زمانه براي خويش بر گزيند. گزينشي و دست يابي به رويكردهاي نو مستلزم نگاهي نو به نظام آموزش و پرورش است. نگرشي نو در ابعاد و محورهاي گوناگوني چون تعاريف، اصول، اهداف، ساختار، محتوا، مديريت و منابع انساني در كشور ما نيز تغييرات و نگرشهاي بر آمده از تحولات عصر كنوني نياز ها و انتظارات جديدي را از آموزش و پرورش شكل مي دهد.
اگر خود را در محدوده آنچه هستيم واقع بينانه ببينيم، متوجه خواهيم شد كه آموزش و پرورش كنوني ما نه تامين كننده ديروزمان بوده و نه بر آورنده توقعات بر حق امروزمان. رفاه سنجي در جهان امروز نتيجه آموزش و پرورش پوياي كساني است كه با توجه به نيازهاي زمان و گريز از تعصبات ناروا خود را مسئول بهزيستي انسانها مي دانند و در سخت ترين شرايط به دنبال بهروزي همگانند. بايد گفت اختراعات شگفت انگيز و اميدواري هاي روز افزون، الهام گرفته از انديشه كساني است كه همگان را وامدار خود كرده است و ما همچنان منفعلانه چشم به راه آنان هستيم تا بي آنكه سهمي در اين دستاوردها داشته باشيم برداشت كننده دست دومي از پديده هاي رفاهي و اختراعي ديگران با هزينه هاي سر سام آور باشيم(2-www)
معلم كار آمد
همه معلمي را شغل مهمي معرفي مي كنند و مهمتر از محتوا و حتي برنامه درسي كسي است كه قصد ارائه محتوا را دارد. آيا همه معلمان با هوش و كارآمد هستند؟ آيا مي توان ملاك هايي براي شايستگي يك معلم تصور كرد؟ يا اينكه معلمان همگي يكسانند و ملاك مشخصي براي شايستگي يكي بر ديگري وجود ندارد؟ آيا ذاتاً برخي از افراد معلم به دنيا مي آيند يا معلمي حرفه اي است كه بعضي ها آن را بهتر ياد مي گيرند؟ اين سئوالات، مطالب مهم و حياطي مي باشند كه مي بايست به آنها پاسخ هاي دقيق داد. به طور كلي تحقيقات اخير نشان داده كه هوش و شخصيت معلم در مقايسه با توان علمي و كاربردي او در كلاس درس از اهميت كمتري بر خوردار است.
به عقيده مك دانلد معلمان خوب قادرند يادگيري دانش آموزان را افزايش داده و از طريق پاداش دادن به دانش آموزان و دادن امكانات بيشتر براي آموختن، سطح انگيزه آنان را بالا ببرند. به عقيده ونينگ وگلاور، در كنار نقش هاي مورد نظر، معلمان خوب كه از آنها به نام معلم كار آمد نام مي بريم، قادرند قدرت تفكر دانش آموزان را پرورش داده، رشد او را تسهيل سازند و به خوبي از عهده كلاس بر آيند . به منظور بررسي ويژگي هاي مورد نظر شايد صلاح باشد آنها را با تعمق بيشتري بنگريم زيرا چنانچه مونتانا تصريح نموده عليرغم پژوهشهاي انجام شده در خصوص ويژگي هاي معلمان كار آمد و موفق، هنوز يافته ها و اطلاعات اندكي موجوداست . اين مسأله البته تعجب آور نيست زيرا عوامل زيادي در بيرون از معلم وجود دارند كه وضعيت را پيچيده مي سازند ، مانند : سن، توانايي و زمينه هاي اجتماعي ، اقتصادي ، دانش آموزان ، موضوع تدريس، محيط مدرسه و… به عقيده مونتانا آنچه براي يك معلم به صورت مجموعه اي از شرايط عمل مي كند مي تواند براي معلم ديگر يا همان در شرايط ديگر كارايي نداشته باشد(همشهري،9/9/78،ص89).
ولي در هر صورت مشخصه هايي به شرح ذيل براي يك معلم كارآمد ذكر كرده اند.
1ـ توانايي جذب دانش آموزان و دانشجويان
2ـ پرورش مهارتهاي فكري
3ـ يادگيري و ارزيابي آن
4ـ يادگيري مداوم
5ـ اداره كلاس
6ـ رفتارهاي كلاسي شامل انعطاف پذيري در روش، اشتياق در كار و…
با دقت در مشخصات فوق ذكر به مواردي مي رسيم كه لازمه جامعه امروز است . شايد بتوان هدف تعليم و تربيت را پرورش قوه تفكر دانش اموزان دانست و چون يادگيري معنادار ، به ويژه براي رشد قواي فكري دانش آموزان با اهميت مي باشد، معلمان موفق مي توانند فعاليتهاي آموزشي را معنا دار سازند . بدين منظور يك معلم كارآمد يادگيري جديد دانش آموزان را طوري هدايت مي كند كه با دانش قبلي آنها همساني داشته باشد تا دانش آموزان بتوانند دانش جديد را به نحوي منطقي در حافظه خود سازمان دهند . زيرا يادگيري مداوم محتاج سازماندهي منطقي مطالب با يكديگر است(همان منبع).
براي رسيدن به هدف فوق معلم كار آمد نمي تواند به تكنولوژي و فناوريهاي جديد پشت كند. با يادگيري مداوم است كه معلم مي تواند به افقهاي جديد در آموزش توجه كند . متاسفانه تعداد زيادي از معلمين همزمان با شروع تدريس، يادگيري خود را متوقف مي كنند و به جزوه هايي كه روزگاري نوشته اند قناعت مي كنند در حالي كه جهان در حال تغيير به سرعت از كنار آنها گذشته است و به سرعت آنها در وضعيتي قرار مي گيرند كه ديگر نمي توانند تدريس كار آمد داشته باشند يك معلم كار آمد معمولاً تحولات مربوط به رشته خود را تعقيب مي كند و دائماً مهارتهاي خويش را بهبود مي بخشد . آنها در حال آموختن هستند . به عبارتي ديگر آنها دائماً در حال شاگردي كردن هستند(همان منبع).
داشتن ديدگاه
با بررسي فعاليت هاي انجام شده و آنچه در حال انجام است در تعليم و تربيت ، متاسفانه به اين نكته مي رسيم كه برنامه ريزان و معلمان ما ديدگاه خاصي نسبت به تعليم و تربيت ندارند. تعليم و تربيت كه قرار است معلم و به طور كلي آدمي خود را وقف كند با مسائل زيادي در ارتباط است. از يك طرف با دنيايي از انديشه ها روبرو هستيم كه به هر حال معلمين ما به طور كلي اطلاعي از آنها ندارند. انديشه هاي مطرح شده در مكاتب رفتار گرا و ساختار گرا و بالطبع آن نگرش فرا شناخت و نقش آن در فرآيند ياددهي – يادگيري و… از طرف ديگر معلمين با فعاليتهاي عملي سرو كار دارند.كه يك هنر مند واقعي مي توان بين دنياي انديشه ها و فعاليتهاي عملي ارتباطي مستقيم بر قرار و در كلاس درس خود آنرا جلوه گر سازد.
معلم با داشتن ديدگاه مشخص در ارتباط با فلسفه تعليم و تربيت و… مي تواند به فرآيند يادگيري توجه بيشتر نشان دهد . نيازهاي آتي جامعه اطلاعاتي را در نظر داشته باشد و آموزش خود را سازگار با اين مسائل بنمايد.
سازگاري كردن آموزش با نيازهاي آتي اجتماعي ، جامعه اطلاعاتي ، بدين معناست كه مدارس بتوانند همواره در زمينه يادگيري مستمر فعاليت كنند . ترغيب و حمايت از اين فرايند مستلزم فرآيند هاي مناسب يادگيري است.
كه در آن فراگيران بايد در تنظيم فرآيند يادگيري خود سهيم شوند. بنابراين اغلب يادگيري به فرآيندي اطلاق مي شود كه فراگيرنده نياز دارد اطلاعات كافي در مواردي مانند موضوع مواد درسي و محتوا داشته باشد(2-www).
براي نيل به اين منظور ، معلم با سازماندهي فعاليتهاي يادگيري از ساختارهاي فني كه از اوحمايت مي كنند مانند كاربرد فناوري اطلاعات و ارتباطات مانند بخشي از ساختار يادگيري استفاده و با محور قرار دادن دانش آموز، برنامه آموزش خود را شروع و به پيش مي برد.
اگر فرآيند يادگيري ، بيشتر دانش آموز محور باشد ، دانش آموز مسؤول انجام دادن كارهاي خودش است و نقش معلم فقط هدايت كننده است. با اين حال تا كنون از امكانات بالقوه فناوري و اطلاعات به ندرت استفاده شده است. فرآيند يادگيري شاگرد محور هنوز هم بسيار نادرند و بيشتر كاربردهاي فناوري اطلاعات و ارتباطات كه مورد استفاده قرار مي گيرند فرآيند يادگيري معلم محور را تسهيل مي كنند . اگر كاربرد هاي فناوري اطلاعات با روالهاي فعلي تدريس تطبيق داده شوند اعتقادات و نگرشهاي معلم نسبت به رفتارهاي تدريس تغيير
نمي كند و در نتيجه تغييرات اساسي در فرآيند تدريس ايجاد نمي شود(2-www).
و به هر حال لازم است براي توسعه راهبرد اثر بخش در كاربرد فناوري اطلاعات و ارتباطات كه منجر به ارتقاي يادگيري و تدريس شود اولين گامها براي جايگزيني فناوري اطلاعات و ارتباطات به جاي فعاليتهاي كنوني يادگيري و تدريس انجام شود تا معلمين با لمس آنچه را كه خود دانش آموزان با هدايت او ياد گرفته اند ، آماده انجام فعاليت هاي بعدي نيز باشند.
تكنولوژي در خدمت معلم
بعضي ها آينده تدريس را به گونه اي تصور مي كنند كه كلاسها به محيطي مناسب جهت مشاركت فعال و بديهه گويي تبديل شده است. اين نوع كلاسها نياز به افزايش مهارت معلمان و شاگردان خواهد داشت . عده اي ديگر اين كلاسها را به تفريح خواهند يافت . در تصور آنها جوانب غير ضروري باعث افزايش كار در جهت آنها خواهد شد. در اين ميان به نظر مي رسد كه دولتها نيز طرفدار ترقي و بهبود كيفيت تدريس هستند . به عنوان مثال از طرف دولت انگليس اعلام شده است كه قرار است تا سال 2006 مبلغ 900 ميليون يورو براي ارتقاي تكنولوژي اطلاعات (ICT) هزينه شود . در اين ميان مبلغ 25 ميليون يورو صرف تبديل تخته هاي سفيد (وايت بورد)ها به صفحات نمايشي خواهد شد كه مي توانند كامپيوتر، تصوير، صدا، فيلم و لينكهاي اينترنتي را به هم ربط دهند . از همين حالا مي توانيد نمايي براي اين وايت بورد پيدا كنيد . با استفاده از اين روش جديد ، كلاس درس در كانون تكنولوژي قرار مي گيرد. در حالي كه زماني تنها وسيله آموزشي ، تخته سياه بود كه فقط امكان نوشتن را ايجاد مي كرد(3-www).
تكنولوژي مي تواند رابطه صميمي و اعتماد سنتي بين معلم و شاگرد را بر هم بزند . ديگر زمان گذشته كه معلم داناي كل باشد و كتابها تنها منبع اطلاعات دانش آموز فقط آنچه مهم است نبايد فراموش كنيم كه تمامي روشهاي نوين و استفاده از تكنولوژي براي بهبود افزايش كارايي است نه به عنوان جايگزيني براي روشهاي سنتي ، صرف استفاده از رايانه و اينترنت تماشاي فيلم ويديويي … باعث ايجاد بروز خلاقيت نمي شود اما مي توان از همه اين وسايل در عمل ساختن ايده هاي نوع استفاده موثر نمود اگر معلمان امكانات لازم را در اختيار داشتند(مقايسه كنيد با مبالغي كه دولت انگلستان در نظر دارد براي آموزش و ارتقاي تكنولوژي مصرف كند)مي توانند از روشهاي موثري در تدريس بهره گيرند و تنها در اين حالت است كه مي توانيم بگوييم تكنولوژي در خدمت علم و تدريس و آموزش قرار گرفته است.
فناوري اطلاعات به صورت يك كل مطرح مي شود. دسترسي سريع به اطلاعات روز يك وسيله است كه خود به تنهايي نمي تواند باعث ايجاد تحول شود بلكه ما به اين وسيله مي توانيم محيط يادگيري را تغيير دهيم و تمامي اين راهها در خدمت يادگيري مداوم است. تا هدف را دقيق و روشن تعريف نكنيم و به توافق نرسيم وارد كردنICT به تنهايي انقلابي حاصل نمي كند. در سال 2000ميلادي مفهوم يادگيري مداوم در چهار محور مطرح شد:
1ـ يادگيري براي دانستن
2ـ يادگيري براي درون
3ـ يادگيري براي به كار بستن
4ـ يادگيري براي با هم زيستن
مفهوم يادگيري مداوم با رشد اقتصادي و اجتماعي همراه است پويايي وارد جامعه مي شود بسياري از اختلاف نظرها تعديل مي شود . نظام آموزشي ما نيز نيازمند آن است كه اين كل را ببيند(4-www).
چالشها و چشم اندازها
همانطور كه گفته شد برنامه ريزان و صاحب نظران معتقدند توسعه اطلاعات و آموزش و پرورش ضروري است، ولي مسأله ساده نيست و موضوعي پيچيده و نياز مند برنامه ريزي، فكر كردن، سياستگذاري و اجراي درست است . در انجام اين كار ما چند نقطه ضعف داريم:
1ـ بخش خصوصي در اين زمينه به دلايل تاريخي ضعيف است. در واقع به موقع سوار قطار ICT نشده است. جسارت ندارد و نتوانسته كار كند . مشاركت مردمي از طريق بخش خصوصي موثر نيست. در واقع بايد گفته شود هر وقت ما صحبت از مشاركت مردمي داريم فقط جهت تأمين هزينه ها مي باشد و الّا مشاركت مردمي در برنامه ريزي آموزشي و نظارت چيزي نزديك صفر است.
2ـ بدنه كارشناس آموزش و پرورش بايد پيگير باشد. ICT را نمي شناسد. ارتباطات را نمي داند. مسائل ريز و درشت و نرم افزارها را نمي شناسد و ارتباط آن با آموزش و پرورش را نمي داند به همين جهت نظارت و نتيجه خوبي ندارد. البته وقتي گفته مي شود ICTرا كارشناسان نمي شناسند منظور قابليتهاي آن است ، آنقدر آنها در مشكلات اداري و مالي غرق شده اند كه فرصت فكر كردن در باره اين قابليتها را ندارند و اگر هم فرصتي پيدا شد و نرم افزاري بررسي شد معمولاً جهات انتقادي كار بيشتر در نظر گرفته تا نتايجي كه ممكن است از ارائه يك نرم افزار آموزشي حاصل شود كه كار غلط انجام شود و رهنمون بدهند.
هدف از ICT در آموزش و پرورش
منظور و اهداف آموزش و پرورش از توجه به موضوع كاهش ICT را مي توان در موارد زير خلاصه كرد.
كاهش مستمر فاصله بين ميزان استفاده دانش آموزان از ICT در خارج و داخل مدرسه به زبان ساده تر در ميزان استفاده از رايانه و اينترنت در خارج و داخل مدرسه فاصله وجود دارد و آموزش و پرورش مي خواهد اين فاصله را خصوصاً براي مدرسه كاهش دهد و كل فرآيند را به نفع مسائل آموزشي عوض كند كه اين زحمت زيادي دارد. ولي آنچه را كه همه نبايد فراموش كنند اينكه اولاً فناوري اطلاعات به تنهايي نمي تواند فرآيند ياددهي – يادگيري را حل كند. بلكه ابتدا بايد آموزش و پرورش به اصلاح روشهاي آموزشي، ارتقاء تواناييهاي فردي، تجديد نظر در تربيت معلم و توسعه ICT مي تواند نظام را كارآمد كند . خلاقيتها بايد تشويق شوند . آنقدر همه در كلاسها و آموزشهاي سنت فرو رفته ايم كه ارزشيابي مستمر در نظام دو نوبته آموزش عمومي نتوانست به اهداف خود برسد.نوع تكاليف، نگرش معلمين و دبيران به نحوه سئوال از درس تغيير نكرد و طبيعتاً روشهاي آموزش نيز دچار تحول شد. همه فعاليتها در بحثي به نام پوشه كار عقيم ماند و تمام….! در حالي كه امكان داشت با استفاده از خلاقيت معلمان (كه خوشبختانه كم هم نيست)آزمونهاي عملكردي را توسعه بخشيد و اگر معلمين بر آنچه قرار بود انجام دهند مسلط بودند با ارائه كليدي از واژگان يا مفاهيم براي آنهايي كه دسترسي به اينترنت داشتند امكان فعاليتهاي مستمر را فراهم مي نمودند.
تجارب ديگر كشورها
در زمينه ICT و ورود آن به آموزش و پرورش و استفاده در ارتقاء يادگيري سه تجربه موفق در اين زمينه وجود دارد:
* كانادا: علت موفقيت اين است كه از ابتدا توسعه ICT و با ورود نرم افزارها ، تعامل در محيط هاي آموزشي را تست كرده اند، آنرا تعريف كرده اند ، معلم را تربيت كرده اند ، دانش آموز را آماده كرده اند و با ورود هر نرم افزار همه را گام به گام با ICT هماهنگ كرده اند . معلم، شيوه هاي ارزشيابي و كل فرآيند ياددهي – يادگيري در اين مسير متحول شده اند . اين به صورت يك فرهنگ شده است . رايانه و گچ و تخته فرقي نمي كند همه جزء فرهنگ شده اند.
* ايرلند: آموزش و پرورش به موقع و خوب عمل كرده است. به اين نتيجه رسيده است كه تربيت عمومي در تربيت معلم كارآمد نيست و معلم را بايد در يك درس خاص پرورش دهند.معلمين را به صورت تخصصي پرورش داده اند كه قدرت حل مسأله داشته باشند. توانمند كردن معلم در حل مسائل در فرآيند ICT بسيار مناسبت دارد و مفيد است معلمي كه مسأله را طرح مي كند، حل مي كند، درجات پيش بيني را گذرانده و از رايانه هم به موقع استفاده كرده است. در اين روند ، چگونگي آموزش رايانه در آموزش درسي جا داشته و معلم نيز اطلاعات به روز دارد. هم به درس واقف است هم به رايانه دقت داشته باشيم كه ياد دادن رايانه به معلم يك بعد است و استفاده معلم از آن در فرآيند آموزش يك بعد ديگر . ما الان فقط در جايي قرار داريم كه صرفاً معلمين را داريم با كليات رايانه آشنا مي كنيم . بحث هاي بعدي تغيير نگرش است در آموزش و تغيير جايگاه معلم از يك داناي كل سخنران به يك راهنما كه خود نيز احتياج به اطلاعات روز دارد و گام به گام همراه با دانش آموزان به اين مهم نائل مي آيد.
* فنلاند: اين موفقيت را به دو دليل و به طور نسبي كسب كرده است.
1ـ تجربه طولاني كه در آموزش از راه دور دارد و خود آموز شناخته شده است.
2ـ تجربه در امر چند رسانه اي و آموزشهاي ديداري و شنيداري . كه رايانه هم در واقع از اين دو زاويه در آموزش و پرورش جذب شده يعني از راه فرهنگ و تجربه(4-www).
با بررسي وضعيت جغرافيايي كشورهايي مانند فنلاند و استراليا و عدم دسترسي تعداد زيادي از دانش آموزان به مدارس سنتي ، آموزش از راه دور كه ابتدا از بي سيم ، بعد راديو و تلويزيون و اكنون به رايانه ختم شده است چاره كار تشخيص داده شده كه به خوبي هم جزء فرهنگ مردم در آمده است. اين موضوع را با كشور ما مقايسه كنيد كه اگر بخواهيم يك تلويزيون را در روستايي دور دست نصب و از طريق آن به دانش آموزان آموزش دهيم با چه مشكلاتي موجه هستيم. در واقع زير ساختهاي كلي كشور ما هم دچار اشكال است.
جلوگيري از تكرار خطا
در بسياري از كشورها از جمله ايران ، مديران آموزش و پرورش شروع به خريد رايانه براي مدارس نموده اند . اما در سر راه استفاده موفق از رايانه در مدارس مشكلاتي وجود دارد . كه در اين بخش به چالشهاي حضور رايانه در مدارس مي پردازيم. اگر از تجربيات موفق سه كشور در ارتباط با استفاده از رايانه در آموزش و پرورش گفتيم تجربيات كشورهايي مانند فرانسه و حتي آمريكا در عقيم ماندن تلاش آنها در رابطه با اين موضوع و بلا استفاده ماندن تعداد زيادي رايانه در مدارس نيز در جاي خود قابل بررسي و تأمل است .
شكي نيست كه كاربرد ساده رايانه بايد در آموزش آغاز شود ولي از آنجا كه در هر صورت اين دستگاه را فقط يك نفر مي تواند استفاده كند ، اين موضوع مهم پيش مي آيد كه مدارس ساده ترين كاربرد رايانه را ابتدا انتخاب كنند و بعد با حصول تجربه هاي بيشتر فعاليت ها را ارتقا دهند . البته با بررسي همين تعداد رايانه متوجه مي شويم كه آنها در جهت اهدافي مانند ورود مشخصات دانش آموزان و نمرات ترم (نوبت آنها) تايپ با استفاده از Word و… تماشاي فيلم هاي Cd و يا استفاده از امكانات صوتي آن و پخش از بلندگو در ساعات تفريح آموزشگاه استفاده
مي شود. اگر هم چند مدرسه اي با استفاده از امكانات مالي ديگر به اينترنت دسترسي پيدا كنند معمولاً نمي دانند دنبال چه چيز هستند . در هر صورت از هم اكنون مشخص است كه ما نمي توانيم يا نتوانسته ايم زمينه هاي استفاده آموزشي از رايانه را در مدارس به وجود آوريم . البته اين موضوع نبايد باز هم مانع دسترسي مدارس به رايانه را فراهم كند بلكه با دقت در تكرار خطاي گذشتگان در كار با رايانه ها سعي شود از آنها در جهت آموزش فعال و پويا استفاده نمود.
1ـ مهم و حياتي است كه به افراد اطمينان دهيم در مراحل استفاده از رايانه ، اگر با نتايج ضعيف يا پيامد هاي نا خوشايندي روبرو شدند روحيه خود را از دست ندهند و دلسرد نشوند . برنامه دولت فرانسه در دهه هشتاد ، براي ورود صدها هزار رايانه به مدارس ، باعث نوميدي ، دلسردي و تضعيف روحيه طرفداران اين برنامه شد و تلاشهاي پس از آن هم دچار چنين مشكلي شد . كشورهاي ديگر هم تجربه چنين پيامدهاي ناخوشايندي داشتند.
2ـ در گذشته هر گونه تلاش براي آوردن رايانه به مدرسه به دليل كمبود سخت افزار عقيم ماند. اما اين وضع زياد طول نكشيد اگر چه رايانه ها قابل اطمينان و معتبر هستند و مدت زيادي نسبتاً بدون مشكل كار مي كنند اما باز هم ، نياز مند تعمير ، نگهداري و پشتيباني هستند، پس ضروري است براي پشتيباني از آن ، بودجه اي در نظر گرفته شود و ترجيحاً بهتر است پول آن از همان بودجه خريد رايانه باشد. البته مسأله بودجه مشكل هميشگي خود را در ايران دارد. اگر حتي رايانه توسط ادارات به مدارس بدون دريافت هزينه اي تحويل شود . موضوع نگهداري و پشتيباني آن نيازمند بودجه است كه طبيعتاً با وضعيت فعلي بودجه سرانه و اينكه دائماً گفته مي شود وجهي از اوليا دريافت نشود در هر صورت وضعيت رايانه ها را در آينده مواجه با اختلال مي كند . در آمريكا برخي از مدارس ترجيح مي دهند رايانه گرانتري را بخرند كه داراي كارت ضمانت نامه بلند مدت نگهداري از سيستم باشد . زيرا هميشه فراهم كردن سرمايه و پول براي خريد ، راحت تر از تهيه بودجه نگهداري ، پشتيباني و تعمير بعد از آن است. يكي ديگر از كشورها قانوني دارد كه طبق آن خريد ، تعمير، نگهداري و ضمانت نامه و ارائه نرم افزارهاي لازم براي رايانه بايد از يك فروشنده و يا عامل تهيه شود و اين كار براي جلوگيري از مقصر دانستن فروشنده قبلي و طفره نرفتن فروشندگان از وظيفه شان انجام مي دهد. بنابراين تا مشكلات مالي ، منطقي، پشتيباني، نگهداري و ضمانت رايانه ها حل نشده است، نبايد رايانه به مدرسه آورده شود
3ـ وقتي از اهميت مشكلات سخت افزاري كاسته شد و مسائل سخت افزار و ضمانت نامه بر طرف گرديد، منابع بعدي استفاده رايانه در مدارس ، نرم افزار است. امروزه برنامه ها و نرم افزارهاي خوبي وجود دارند براي مدارس ، كميابي، گراني نرم افزار، تنگنا و گره كار نيست، بلكه مسأله انتخاب نرم افزار مهمتر است. ولي شايد مهمتر از تهيه نرم افزار ، لازم است كه استفاده از رايانه در كلاس جزو عادت شود چرا كه وقتي استفاده از رايانه مهم شد معلمين خود نسبت به معرفي نرم افزار براي خريد از طرف مدرسه اقدام مي نمايند يا اگر برايشان امكان دارد عامل خريد نيز خواهند بود.
4ـ سومين مانع بزرگ در ورود رايانه به مدارس بعد از سخت افزار و نرم افزار ، آموزش معلمان است. تقريباً نتايج همه پژوهشها و ارزشيابي ها نشان داده است كه عدم آمادگي معلم ، مشكل شماره يك است، آموزش معلمان هم صرفاً شامل ارائه برنامه Windows يا ICT نيست بلكه لازم است شامل تغيير نگرشها در ياددهي - يادگيري نيز شود.
5ـ براي اطمينان مديراني كه در اين كار پيشگام مي شوند ، ضروري است تضمين كنيم كه رايانه بلافاصله پس از ورود به مدرسه ، استفاده مي شود. در هر صورت ارائه راهكارهايي لازم است كه همزمان با نصب و راه اندازي رايانه از آنها استفاده شود. استفاده، را هم قبلاً توضيح داديم آنچه را كه مورد نظر مي باشد استفاده آموزشي است. بايد معلمين دنبال راهكارهايي باشند كه رايانه در مراحل اوليه استفاده از آن، وجود افراد مستبد و تابع مقررات خشك و دست پاگير و ايجاد محيطي دستوري و مقرراتي و حضور سرپرستان محتاط است. مديران لازم است در استفاده از رايانه اصل خطا ايمن را فراموش نكنند كه اگر خطا كنيد رايانه دچار مشكل
نمي شود و سالم مي ماند در استفاده از برنامه ها نيز به هشدارهاي خود رايانه توجه كنيد.
6ـ در استفاده از رايانه در مدارس حداقل سه مكتب فكري وجود دارد كه هر كدام نقطه قوت و ضعف خودشان را دارند.
اولين سبك، رايانه را به عنوان ماشين تدريس مي بيند كه وظيفه اش حساب كردن يا براي آموزشي خصوصي و انفرادي به دانش آموز بر مبناي راهنماي برنامه تحصيلي و برنامه ريزي است.
دومين سبك استفاده از رايانه را عاملي براي پرورش مهارتهاي فكري و غني سازي آموزش مي داند . توان بالقوه رايانه ، شبيه سازي مشكلات و را گسترش مي دهد.
سبك سوم استفاده از رايانه را به عنوان ابزاري مي دانند كه صاحبان شركتها و سرمايه گذاران از آن استفاده مي كنند، در اين خصوص استفاده از رايانه در مدارس براي آماده كردن دانش آموزان براي استفاده از رايانه در محل كار است.
مي توانيم كاربرد يا سبك چهارمي براي رايانه ذكر كنيم و آن بازي است . بازيهاي بسياري وجود دارند كه توان بالقوه قابل توجهي براي رشد و پرورش مهارتهاي شناختي مهم دارند و شواهد نشان مي دهد ، حتي بازيهايي كه ادعا نمي كنند داراي پيامد آموزشي هستند نيز مي توانند منجر به يادگيري و فراگيري شوند. زيرا خود بازي با كامپيوتر يك پيامد آموزشي دارد. البته در همين جا بايد بين بازيهاي آموزشي و بازيهاي مهيج و خشن خط فاصله اي كشيد و هر بازي را به هر بهانه اي را روي رايانه و در اختيار هر دانش آموزي قرار ندهيم.
قبل از ورود رايانه به مدرسه، لازم است نحوه استفاده و راه استفاده از رايانه انتخاب شود . اين موضوع هم دستوري و بخشنامه اي نيست. اگر ندانيم براي چه رايانه تهيه مي كنيم مي توانيم فيلم هاي Cd را در ويدئو Cd تماشا كنيم. تايپ اوراق امتحاني را به شركتهاي بيرون از مدرسه سفارش دهيم و ورود نمرات و مشخصات هم از وظايف اداره است . پس همان بهتر كه بودجه خريد رايانه به مخارج كمر شكن ديگر مدرسه اختصاص دهيم.
6ـ شريف ترين و اصيل ترين كاربرد رايانه آموختن چگونگي فكر كردن است آشنايي با رايانه يك هدف عمومي براي همه در بلند مدت است. برخي برنامه هاي كار با رايانه نيز مي توانند بلافاصله در مدرسه شروع شوند ولي از آنجا كه كار اصلي رايانه آموزش چگونگي فكر كردن است احتياج به ارتقاء كيفيت آموزشي است تا با پرورش مهارتهاي عقلاني و نظري، دانش آموزان بتوانند ابتدا يك ديد كلي راجع به موضوع مورد تحقيق خود به دست آورد. آنرا در قدمهاي بعدي تعريف و به اجزاي علمي تجزيه كند سپس بتواند با استفاده از موتورهاي جستجو گر اطلاعات جديد را جمع آوري و دسته بندي كرده و مورد استفاده قرار دهد.
7ـ خود معلم ها هنگامي از رايانه استفاده مي كنند كه بداننند برايشان سودمند است و تا براي خود ياد گرفتن و تبحر و كسب مهارت در كاربري رايانه و نرم افزارهاي آن زمان زيادي صرف نكنند ، به راحتي از رايانه استفاده نمي كنند . همچنين اگر با استفاده از رايانه شروع كلاس به تأخير بيفتد و آماده كردن كلاس طولاني تر شود يا خطر قرار گرفتن در موقعيتي باشد كه باعث خجالت كشيدن معلم از نداشتن رايانه شود و معلم تأخير در كار كامپيوتر داشته باشد، اگر مهارتهاي استفاده از رايانه را كه آموخته است ، نتواند براي سنجش دانش آموزان به كار گيرد و براي آزمودن و سنجش دانش آموزان مورد نياز نباشد نيز به راحتي از رايانه استفاده كند. حد ايده آل موضوع آن است كه هر كلاس براي خود وبلاگي داشته باشد.معلم در آن تكاليف را تايپ كند ، نمرات را اعلام كند و… آدرس وب را اوليا دانش آموزان جهت دسترسي در اختيار داشته باشند. در قسمت ديگر دانش آموزان هم مي توانند وبلاگ داشته باشند كه تكاليف خود را در آن ارائه نمايند و معلم با دسترسي به آن راهنمايي هاي لازم را بازخورد دهد. اين ايده آلي است كه به اين سادگي قابل دسترسي و پياده شدن در ايران نيست ولي مدارس مي توانند از خود شروع كنند وب لاگي طراحي كنند .از سايتهايي كه وب مجاني در اختيار مي گذارد استفاده كنند. برنامه هاي اردويي، امتحانات و… مدرسه و نتايج امتحانات، شاگردان اول و… را در سايت قرار دهند. اوليا دانش آموزان به راحتي امكان دسترسي دارند و بدين ترتيب قدمهاي اوليه براي استفاده از رايانه برداشته شده است.
8ـ برنامه ملي براي ورود رايانه و يا آشنايي با رايانه نيازمند كنترل نرم افزارهاي موجود است و بايد تعين كند كه آيا موارد استثنايي وجود دارد و كجا بايد براي نيازهاي نرم افزارهاي جديد تصميم گيري شود. در كشورهاي ديگر كه حق كپي رايت به رسميت شناخته شده است گاه قسمت نرم افزارهاي جديد آموزشي تا صد هزار دلار هم مي رسد ولي در ايران به راحتي قفل يك Cd باز شده و از ان رايت گرفته مي شود. برنامه هاي خارجي و ايراني به راحتي كپي مي شود و حتي اخطار روي نرم افزارهاي آموزشي ايران نتوانسته اين كار را متوقف كند. با داشتن يك كامپيو تر و رايتر و كمي صبر و حوصله ، برنامه اي كه با دقت زياد طراحي و نوشته شده رايت مي شود. در هر صورت گر چه نرم افزارهاي آموزشي متعددي در صدا و سيما تبليغ مي شود ولي آنها نيز به دليل گراني هنوز راه به مدارس باز نكرده اند و اگر هم در مدارس برنامه اي موجود است در حد تماشاي معلمين است هنوز راهكارهاي لازم براي استفاده كلي دانش آموزان نتوانسته ايم طراحي كنيم.
9- آموزش چگونگي استفاده از رايانه به عنوان ابزار توليدي خلاق به دانش آموزان روش مطمئني براي آوردن رايانه به مدرسه است . همچنين بايد در نظر گرفت كه دوره هاي آموزشي رايانه براي آموزش اين مهارت بطور گسترده اي در دسترس است و معمولاً منبع خوبي براي معلمان و همه ي آموزگاران و مربيان است . كار عمده بعدي توسعه راهكار مناسب براي استفاده از ابزار توليد اطلاعات است و براي شروع آموزش، تايپ دستي مهارت سودمند و باارزش است، حتي اگر همه طرفداران ورود رايانه به مدرسه با اين ايده موافق نباشند و از آن بهره نبرند، اما آموزش صفحه كليد روش خوبي براي شروع كار با ابزارهاي توليد اطلاعات است.
اين مهم است كه به شكلي ابتدا در معلمين و بعد در دانش آموزان ايجاد علاقه كنيم از معلمين هم انتظار نداشته باشيم كه نمونه هاي خلاقي از خودش ابداع كند يا الگويي كه مورد علاقه ي دانش آموزان است را پرورش دهد ولي كار با صفهات وب يا تحقيق روي يك موضوع خاص مي تواند اولين گامها باشد .
وبلاگ و كاربرد آن در تعليم وتربيت
از آنجا كه درباره وبلاگ صحبتها يي داشتيم و قسمتهاي بعدي مقاله نيز با استفاده از وبلاگهاي موجود تهيه شده است لذا در اين قسمت نگاهي كوتاه به اين پديده در اينترنت خواهيم داشت :
* مشخصات وبلاگ : به تنهايي با يك نفر مي توان آنرا اداره كرد و به زبان محاوره اي نوشته مي شود و از آنجاكه صفحات به ترتيب روز و حتي ساعت تايپ نشان دار مي شود مكرراً قابل به روز كردن اطلاعات است و امكان به قراري لينك با سايتهاي ديگر را نيز ايجاد مي كند معمولاً در كنار وبلاگها آدرس لينكهاي مفيد آورده مي شود .
* مقايسه وبلاگ با صفحات وب : صفحات وب مهارتهاي فني خاصي را جهت ساخت نياز دارد در حالي كه وبلاگ به سهولت قابل استفاده و كار برد است . همچنين بيشتر سرويسهاي ارائه كننده خدمات وبلاگ رايگان مي باشد از آن جمله مي توانيم براي ايرانيان سايت www.persianblog.comرا معرفي كنيم كه امكان ساخت وبلاگ فارسي را به راحتي در اختيار قرار مي دهد . از طرف ديگر همزمان با تايپ و كليك روي زبانه ارسال، اطلاعات و نوشته وبلاگ بلافاصله روي سايت قرار گرفته و قابل دسترسي است كه در اين ميان طبيعتاً كاربرد و شخص ايجاد كننده وبلاگ مي تواند از هر نقطه اينتر نت اطلاع موجود را به روز كند . با ايجاد قسمتي در پايين وب امكان استفاده از نظر افراد مراجعه كننده به وبلاگ استفاده و حتي نظرات موجود را اصلاح كرد .
* قابليتهاي وبلاگ : از آنجا كه با اطلاعات بسيار زيادي مواجه هستيم وبلاگها مي توانند اطلاعات پالايش شده و گزينش شده را در اختيار قرار دهند . وقتي وب لينك مفيدي را ايجاد مي كند امكان دسترسي آسان به متنهاي بالاتر را نيز در اختيار خواننده گان قرار مي دهد . و نيز همزمان با جستجو افراد براي پيدا كردن اطلاعات طبيعتاً رشد سواد رسانه اي آنها نيز زياد مي شود و گزارشهاي منتشر، نيز مجدداً پالايش مي شود و نيز ضمن قرار گرفتن در معرض ديدگاههاي متفاوت به ارزيابي خاصي در رابطه با اطلاعات دست پيدا مي كند و از انتقادها يا ديدگاه حمايتي خواننده گان وبلاگ نيز استفاده مي توان كرد .
انواع وبلاگ :
وبلاگهاي اساسي- Basic : قطعات خبري كوتاه در باره موضوعي خاص
وبلاگهاي گروهي- Groop : مشاركت نويسندگان مختلف در توليد وبلاگ
وبلاگ دوستانه و خانوادگي- Family and Friends :برنامه ريزي براي مسائل و مشاركت در تجربه يكديگر
وبلاگ مشاركتي- Collaborative : همكاراني كه روي پروژه مشترك كار مي كنند.
وبلاگ Photo – audio or video : متمركز بر عكس ، صدا يا ويدئو
وبلاگ انجمن Community : مشاركت در خبرها و وقايع محلي
وبلاگ تجاري Business وبلاگي كه براي جلب مشتري طراحي مي شود.
وبلاگ عملي Knowledge براي ارائه اطلاعات در گروه عملي
قابليت ها در تعليم و تربيت: وبلاگها فرصتي براي تفكر ، باز خورد از والدين، افراد متخصص را به نفع دانش آموزان ايجاد مي كند. با امكان ذخيره و سازماندهي آسان اطلاعات، معلمين و والدين مي توانند به سادگي پيشرفت دانش آموز و فرزند خود را مشاهده و به يادگيري او كمك كنند. وبلاگها راه آساني ايجاد مي كند كه والدين و اعضاي يك گروه مي توانند با يكديگر وارد بحث و گفتگو شوند. و همچنين مكاني است كه دانش آموزان مي توانند از تجربه ها و ايده هاي يكديگر استفاده و كار مشاركتي را تجربه كنند. وبلاگها مي توانند با ايجاد لينك هاي مختلف منابع خوب ، زياد، مناسب را جهت تحقيقات مختلف دانش آموزان فراهم كنند.
دغدغه هاي فناوري
دكتر محمد عطاران استاد يار دانشگاه تربيت معلم تهران است كه با ايجاد وبلاگ اختصاصي نسبت به درج نظرات خود در تعليم و تربيت اقدام مي نمايد. او همچنين مطالعاتي در ارتباط با فناوري اطلاعات در عصر جديد دارد به اضافه اينكه گزارش سمينار ها و جلسات و… خود را معمولاً وبلاگ ارائه مي دهد . آنچه در اين بخش قصد آنرا داريم بيشتر با استفاده از نظرات ايشان و با مراجعه به وبلاگ ايشان تهيه شده است.
فناوري كامپيوتري عصر جديدي را براي رسانه هاي عمومي به وجود آورده است كه همراه آن انتظارات و نگراني هايي در مورد تاثير آن بر رشد و سلامت كودكان نيز پديد آمده است كه در بخش مربوط به وسايل ارتباط جمعي به آن اشاره داشتيم . مناظرات كنوني پيرامون فناوري كامپيوتر و نگرانيهاي گذشته را دو باره زنده كرده است. در تحقيقي كه اخيراً از 1000 نفر از والدين آمريكايي( كه حداقل يك فرزند 8 تا 17 سال دارند و داراي حداقل يك كامپيو تر شخصي هستند) به عمل آمده است ، %70 از آنها اينترنت را مكاني معرفي كردند كه كودك مي تواند در آن مطالب مفيد و جذابي را پيدا كند . در عين حال %75 از آنها از امكان افشاي اطلاعات شخصي و دسترسي به تصاوير مستهجن به وسيله كودكان خود را ابراز نگراني كردند.
تحقيقات توجه خود را به زمان صرف شده از سوي كودكان براي كار با رايانه ، منابع مورد استفاده و تاثير بر فعاليتها و زنگ تفريح آنان مي كند. به همين منوال تحقيقات به تدريج به سمت ارزيابي محتوا پيش مي رود. طبيعت تعاملي رسانه جديد پتانسيل لازم براي جامعه پذيري و آموزش كودكان به همراه دارد، اما در كنار آن احتمال دستيابي به محتواي نا مناسب را افزايش مي دهد…
پژوهشها نشان مي دهد كه تاثير رسانه بر رشد اجتماعي به عواملي مانند تعامل با خانواده ، همسالان، مدرسه و شبكه هاي ارتباطي بستگي دارد. براي مثال هنگامي كه رابطه كودك با خانواده اش رضايت بخش نباشد، به تلويزيون پناه مي برد و در باره آنچه مي بيند به تخيل مي پردازد.
به گونه اي مشابه ، پژوهشهاي كنوني نشان مي دهد كه استفاده از كامپيوتر مي تواند به درك كودك از خود و جامعه پذيري وي كمك نمايد. براي مثال استفاده از شبكه رايانه اي در مدارس منجر به تسهيل تعاملات گروهي ، همكاري و شكل گيري دوستيها شده است. در مكانهايي مانند كلوپهاي رايانه نيز كودكان به مبادله افكار و ايجاد روابط مي پردازد كه باعث ايجاد موقعيت اجتماعي براي آنان و به دست آمدن عزت نفس مي شود.
كاربرد رايانه در خانه نيز موقعيتهاي مخصوص خود را دارد. قرار دادن رايانه در اتاق شخصي به جاي گذاشتن آن در مكان عمومي منجر به انزواي اجتماعي مي شود. همچنين استفاده از اينترنت در خانه منجر به بالا رفتن سطح تنهايي و افسردگي مي شود. هر چند تحقيقات در اين زمينه مبهم است. مشخصاً ايميل و اتاقهاي چت نحوه ارتباط افراد را با يكديگر تغيير داده است. همانطور كه بازيهاي كامپيوتري امروز تبديل به روشي براي تعامل و گفتگو شده است( عطاران، محمد)،
تفاهم با رايانه
از آنجا كه رايانه پتانسيل بيشتري براي تعامل دارا مي باشد ، براي آموزش پر بار انتظارات بيشتري از آن مي رود. عناصر كليدي تعامل - پاسخگويي و مشاركت هستند. در شرايط رسانه هاي قديمي تر (فيلم، راديو و تلويزيون ) پيغام به مخاطبان انتقال داده مي شود. اما ديده شده است كه در همين شرايط نيز كودكان به پاسخدهي مي پردازند البته پاسخدهي كودكان به تلويزيون معمولاً شامل تأثير پذيري از برنامه هاي آن شده است ولي در رابطه با رايانه و نظر به ايجاد امكانات در سايتهاي مختلف امكان ارائه سريع و صحيح وجود دارد.
كودكان بيشتر به سمت برنامه هايي جذب مي شوند كه توانايي مشاركت را به آنها مي دهد.و گاه مشاركت را الزامي مي كند. آنها همچنين نوعي آموزش مبتني بر رايانه را ترجيح مي دهند كه جانب مشاركتي بيشتري داشته باشد. بررسي نرم افزار هاي آموزشي و آموزشي – و سرگرمي نشان مي دهد كه اين نرم افزارها مي توانند بر يادگيري كودكان تأثير داشته باشند و به او فرصت تسلط به فناوري و خود راهبري ( Self direct ) را بدهند.
با در اختيار دادن يك نرم افزار تعاملي با محتوا در اختيار كودكاني كه آشنايي به كار رايانه هستند متوجه مي شويم كه فوايد زيادي را براي كودك دارد. ابتدا او با يك مسأله مواجه مي شود كه مي تواند حتي درخواست يك نقاشي براي رنگ كردن باشد . به آن راه پيدا مي كند سپس با آزمايش و خطا مواردي را پيدا مي كنند كه بزرگترها نتوانسته اند حتي به مرحله اوليه آن برسند. دسترسي به محتواي نامناسب، يكي از نگراني هايي است كه با ورود هر رسانه ، تجديد مي شود. اين نگراني با ورود رسانه جديد افزايش يافته است كه بيشتر به خاطر قدرت بالاي تعامل ، به هنگام استفاده از بازيهاي رايانه اي ، قسمت هاي ارتباطي اينترنتي است . گروهاي مختلف و دولتها نيز سعي دارند در كنار والدين ، به ارتقاي سطح محتواي رسانه براي كودكان بپردازند.
در ابتداي دهه ي 90 ، بيشتر بحثهاي در مورد آسيبهاي بالقوه بازيهاي رايانه اي بود. اين مسأله منجر به ايجاد سيستم ارزيابي در سال 94 شد. در ميان دهه ي 90، گفتگو ها به سمت اينترنت و محيط هاي آن لاين كشيده شد. موضوع اصلي اين گفتگو ها ، خطر مواجه شدن كودكان در اينترنت با افراد منحرف و دست يابي آنها به سايتهاي با موضوعات جنسي ، خشونت و… بود.
همانطور كه در رابطه با ويدئو در ايران عمل شد چالش استفاده از اينترنت توسط كودكان ، به والدين و خود كودكان واگذار شده است. راههايي مانند استفاده از فيلتر و معرفي سايتهاي مناسب ، راهايي مشخص است كه توسط والدين براي جلوگيري از آسيب هاي اينترنت استفاده مي شود. امروزه در برخي كشورها گروهاي غير دولتي و نيز دولتي راهنماهاي چاپي و آنلايني را براي كمك به والدين در جهت استفاده مناسب و مولد از اينترنت منتشر كرده اند. توجه داريد كه هيچكدام از اين راهها مناسب و مطمئن نيست چرا كه گاهي با مراجعه به سايتهاي مطمئني كه وبلاگ مجاني در اختيار مي گذارند؛ مطالب بسيار زشت و مستهجن روبرو
مي شويم كه امكان هر گونه فعاليت براي پيشگيري را از مسئولين به طور كلي سلب مي كند.
پژوهشهاي متعدد نشان مي دهد كه كودكان به ويژه خردسالان ، در تشخيص تفاوت واقعيت از تخيلات و برنامه هاي عادي از تبليغات دچار مشكل هستند. و پي به رابطه پيچيده بين برنامه سازي ، تبليغات و ساختارهاي بنيادي اقتصادي كه شالوده پخش برنامه را تشكيل مي دهد- نبرده اند. تلاشهايي كه براي افزايش سطح سواد رسانه اي ( Media literacy ) كودكان مي شود به آگاهي كودكان از منافع تجاري كه پايه محتواي وب را تشكيل مي دهند، افزوده است. حتي در تبليغات سيماي جمهوري اسلامي ايران متاسفانه با پديده پخش تبليغاتي كه به سفارش بنيادهاي اقتصادي و شركتها تهيه شده ، مواجه هستيم . اين تبليغات لازم نيست مستقيم باشد همين قدر كه قهرمان فيلم سري به پيتزا فروشي مي زند و در منزل سس روي سالاد خود
مي ريزد براي توجيه و فروش پديده هاي وارداتي كافي هستند. راستي استفاده از وسايل و غذاهاي وارداتي تا چه حد ريشه در هويت ملي ما دارد؟ اينجانب به همان نكته كه ما صرفاً مصرف كننده نشخوارهاي تبليغاتي غرب هستيم، مي رسيم. همانند موراد مشابه در رسانه هاي پيشين، گروههاي متعددي تلاش دارند تا از رشد منفعت طلبي در رسانه هاي مربوط به كودكان جلوگيري كنند . اين گروهها سعي دارند همانند تلويزيون ، تبليغات مربوط به كودكان در اينترنت را قاعده مند نمايند. و همان گونه كه در تلويزيون موفق نشدند در اين جا هم موفق نخواهن شد. براي نمونه فعاليتهاي وزارت بهداشت و درمان و آموزش پزشكي را براي جلوگيري از پخش تبليغات مربوط به پفك و چيپس را مشاهده كنيد آيا موفق شده اند؟
از آنجا كه تعامل شاخص استفاده كودكان و نوجوانان از رايانه است، از طرفي احتمال آموزش پر بار و از سوي ديگر احتمال آسيب رساندن را افزايش مي دهد، به همين دليل نياز به كنترل كيفيت محتوا در اين رسانه بيشتر احساس مي شود. تجربه هاي عملي كودكان در كار با رسانه، در رسانه هاي پيشين اغلب در سطحي پايين تر از آنچه وعده داده مي شد ، بوده است. نگراني هاي مربوط به كيفيت محتوا هنوز در فيلم، راديو و تلويزيون وجود دارد. براي اينكه مطمئن شويم رايانه مي تواند به نيازهاي كودكان پاسخ گويد، نياز به تحقيقات بيشتر به خصوص در محيط هاي خارج از مدرسه است.
رايانه و ورود به تعليم و تربيت
گرچه سعي كرديم نگراني هاي موجود در ارتباط با استفاده از رايانه بيان كنيم ولي بايد قبول كرد كه ارتباط با خطراتي كه ممكن است رايانه داشته باشد بين متخصصان تعليم و تربيت نظر واحدي وجود دارد. از طرف ديگر اگر ما قبول كنيم كه مخاطراتي هست در باره نوع مشكل هم نحوه برخورد افراد با آن زمينه هاي تربيت اجتماعي و فردي قبلي افراد در اين كار دخالت دارد ولي اين خطر هست كه دانش آموزاني كه بخش زيادي از وقت مدرسه و نيز اوقات فراغت خود را به كامپيوتر اختصاص مي دهند و پيش از آن از اجتناب از تعاملات اجتماعي آسيب ديده باشند.
كامپيوتردر روابط دانش آموزان و معلم خللي ايجاد نمي كند چوه اين معلم است كه با توجه به اهداف بايد برنامه آموزشي را پيش ببرد ولي در اين ميان هستند دانش آموزاني كه داراي معلومات رايانه بيش از معلم خود هستند در روابط سنتي شان ؛ معلم كه در آن به عنوان متخصص تعريف شده است ، خللي ايجاد مي شود، معلم از نقش يك داناي كل خارج مي شود چرا كه دانش آموز مي تواند با جستجو در وبلاگها و سايتهاي تخصصي اطلاعاتي حتي به زبان فارسي تهيه و به راحتي دانش قديمي معلم خود را زير سئوال ببرد.
در جريان ورود كامپيوتر به تعليم و تربيت نگراني ديگري كه وجود دارد اينكه جريان تعليم و تربيت غير انساني شود. رايانه آنگونه كه فعلاً ما استفاده مي كنيم به نظر نمي رسد كه ارزشهاي انساني ما را تحت تأثير قراردهد ولي هميشه وقتي صحبت امكانات پيش مي آيد بلافاصله مسأله طبقات اجتماعي پايين پيش مي آيد و اينكه آنها به دليل عدم دسترسي به امكانات مالي طبيعتاً قدرت استفاده از تكنولوژي روز را نيز ندارند اينجاست كه مسأله قدري قابل تأمل و برسي است كه دولت علاقمند به افزايش دانش مردم كشور بايد در توزيع مساوي و مناسب امكانات بيشتر و بهتر برنامه ريزي داشته باشد.
موضوع ديگر كه هنگام ورود رايانه به تعليم و تربيت مطرح مي شود قالبي شدن تعليم و تربيت است و اين فكر از زمان مطرح شدن اصطلاح آموزش جهاني به وجود آمد.اين اصطلاح داراي ريشه آمريكايي است كه در جاي خود بحث مربوط را دارد ولي بايد گفته شود كه صرف استفاده از رايانه تعليم و تربيت را قالبي نمي كند و نمي تواند انسانهايي همسان در كره زمين بوجود آورد ولي موضوعي است كه لازم است به آن توجه شود چون با كنترل يك سيستم و وبلاگ از راه دور ، و ايجاد زمينه هايي در آن اين خطر محتمل است چون عناصر پاسخگو و مسئوليت پذير ار آن نظام آموزشي فرضي رخت بر مي بندد . فرض كنيد نظر ايجاد كنندگان يك سايت آزادي جنسي است . مي توانند مطالبي را حتي به دروغ در درون وبلاگهاي متعدد آن حتي به زبان فارسي تايپ كنند و اين صفحات در هر صورت دارد تربيت مي كند. مسئوليتي هم برايجاد كنندگان محتمل نيست. به هر حال مقدار زيادي بستگي به فرآيندي دارد كه در آينده از كامپيوتر استفاده مي شود. ممكن است به گونه اي آنرا به كار گرفت كه موجب توسعه روابط آن لاين دانش آموز شود البته به گونه اي كه ارتباطات منفي بوجود آيد. ولي در هر صورت موضوع ارتباطات منفي هنوز باقي است.
راه برخورد با مخاطراتي كه بيان شد بر كنار گذاشتن كامپوتر و رها شدن از آن نيست كه در نهايت از منافع آن بي بهره خواهيم شد. بلكه بايد به تحليل مخاطرات و انتخاب راههاي عملي پرداخت مثلاً مي توان آموزشها را طوري طراحي كرد كه منجر به توسعه روابط اجتماعي شود و يا كار با كامپيوتر را به صورت گروهي طراحي كرد يا اجازه نداد كه مهندسان و برنامه نويسان جاي معلم را در روند تصميم گيريهاي تربيتي بگيرند. همچنين مي توان استفاده دانش آموزان از كامپيوتر را كنترل كرد به نحوي كه دانش آموزان زمان خود را كاملاً اختصاص به كامپيوتر ندهند و به زندگي مونيتوري منتقل نشوند و نيز مي توان محدوده اختيارات معلمان را كنترل كرد به صورتي كه كار به افراد غير پاسخگو احاله نشود . به هر روي اين مخاطرات قطعي نيستند و معلمان و مديران مي توانند از اختيارات خود براي كنترل محيط تعليم و تربيت و چگونگي كاربرد كامپيوتر استفاده كنند.
نگاهي انتقادي به اينترنت
ديويد روزنبرگ استاد فلسفه دانشگاه نيو جرسي با نگاه انتقادي، اينترنت را به اين صورت مطرح مي كند. او در مرحله اول معتقد است كه(( از اينترنت بايد براي ارتباط افراد استفاده كرد و نه گرفتن اطلاعات و دانش)) ، آسانترين كار براي دانش آموزان و دانشجويان كه با اينترنت سروكار دارند كار برد نابجاي آن است . آنها مي توانند از موضوع مورد تحقيق خود واژه هايي را انتخاب كنند . با استفاده از موتورهاي جستجو گر مطالب را پيدا كنند . سپس آنها را ببرند و با چسباندن مطالب از منابع مختلف كنار هم ، چيزي به عنوان تحقيق ارائه دهند. اين كاري است كه امروزه دانشجويان با استفاده از اينترنت انجام مي دهند. حتي عليرغم پرهيزي كه اين مقاله از چنين حركتي داشتم در هر صورت اينترنت تعاريف جديد، مقالات روز و… را به راحتي در اختيار گذاشت.
شبكه تحقيق را بسيار ساده تر از آنچه كه هست، نشان مي دهد. چون نتايج بيشماري را ارائه مي كند، بي آنكه دانش آموز بياموزد كه به ارزيابي اين نتايج بپردازد. به جاي كتابهايي كه دانش آموزا و دانشجو بايد با دقت بخواند و مطالب آنرا درك كنند و به تجزيه و تحليل آن بپردازند و آنرا با كارداني و مهارت انتخاب كنند منابع فراوان، تصاوير و خلاصه مطالب به سهولت و سرعت بر روي صفحه نمايشگر پديدار مي شوند و كار تحقيق را بسيار آسان جلوه مي دهند.
در واقع ابتدا لازم است به دانش آموزان بياموزيم كه تحقيق چيست؟ متاسفانه در كليه سطوح وقتي نگاه مي كنيم شكل واحدي براي تحقيقات انتخاب شده است سئوالات پژوهش ، روش پژوهش ، و… هر كس هم جرأت كند از اين مسير پايش را بيرون بگذارد خطايي جبران ناپذير داشته است. ادبيات و پيشينه تحقيقات انجام گرفته را بررسي كنيد تمام رونويسي از جاهاي ديگر است و تازه براي همين شكل ثابت اساتيد نظر واحدي ندارند و متاسفانه همه يا اكثر تحقيقات فقط از دريچه سود مالي آن در نظر گرفته مي شود و به نتايج به دست آمده هم همان اكثريت بي تفاوت هستند.
ما بهتر است به دانش آموزان و دانشجويان خود بياموزيم چگونه بخوانند ، استدلال كنند ، مطالب مختلف را تركيب نموده به انديشه اي اصيل دست بيابند. دانش آموز بايد ياد بگيرد كه درستي و نادرستي مطالب ارائه شده را ارزيابي كند به ايده و افكار خود را بيشتر از آنچه بر صفحه نمايش ظاهر مي شود ، اعتماد كند. آنچه مك لوهان در رابطه با دهكده جهاني مي گفت را اكنون خيلي ساده مي بينيم تصاوير و اطلاعات بدون وقفه مي آيند و آنقدر هم يكديگر را تأييد مي كنند كه فرصتي براي انديشيدن و حتي نفس كشيدن!! نيست. دانش آموز ما هنوز روشهاي ارزيابي و داوري را بلد نيست به دنبال اطلاعات است. از نقاط كور تهاجم فرهنگي اطلاعي ندارد تعداد زيادي وبلاگ فارسي را روبروي خود مي بيند كه متاسفانه اكثر آنها فقط اطلاعات مسموم دارند. گويا اگر مثل آنها شود خيلي هنر كرده است!
با بررسي وبلاگها متوجه مي شويم كه آدرسي براي تماس و ارائه نظريات گذاشته شده است . از آنجا كه دانش آموز به سراغ سايتها و وبلاگهاي مسأله دار رفته است ابتدا مطلب را مي بيند و بستگي به ايده و طرز فكر خود چند گزينه را انتخاب مي كند كه بدترين آن مي تواند تماس با فرد و ارتباط غير متعارف با اوست پس همانطور كه دانش آموز خود را بدون هيچ ايده اي روبه روي تلويزيون ، فيلم و ويدئو رها كرديم. او را در مقابل اينترنت هم تنها گذاشته ايم م به دنبال فيلتر مي رويم . عزيزم در سايت بعدي فيلتر شكن هست. و در سايت بعدي آدرس جديد سايت و…
« فناوري گرچه به سرعت ما را به دهكده جهاني غير تصور منتقل مي كند ولي فقط آموزش مناسب و پرسشگري خوب به دانش آموزان كمك مي كند كه آنها جادوگري تحول آفرين شوند و نه احمقي در دهكده جهاني» راستي ما در كجاي راه قرار داريم؟
نگاه مثبت به اينترنت
محمد مهدي كارگر اميراني در وبلاگ خود با ارائه مقاله اي تحت عنوان اينترنت و آموزش و پرورش سعي دارد نگاه مثبت به اينترنت را منتقل كند . از آنجا كه قصد بررسي و ارائه آرا مختلف را داريم در اين قسمت نگاهي كوتاه به اين موضوع داريم.
« امروزه فناوري علاوه بر جنبه هاي مفيد بسيار ، ظواهر و اشكال متعدد گوناگون و جذابي به خود گرفته كه از اين مسأله مي توان بهترين استفاده را نمود. به همين مناسبت كه تعاريف جديدي چون آموزش الكترونيكي ( E-Learning ) كتاب الكترونيكي ( E-Book ) و… به وجود آمده اند. همين ظاهر زيبا و جذاب است كه دانش آموز را به طرف خود مي كشد و خود به خود تأثير مورد نياز را بر وي اعمال مي كند.» درست به همين دليل است كه براي گذاشتن تبليغ بر روي سايتهاي مختلف ، شكلهاي جديد و جذاب تبليغاتي به كار گرفته مي شود و اثرات قابل توجهي هم دارد.
«اصولاً در سالهاي اخير كه رايانه شخصي ( PC )گسترش پيدا كردنده اند و نيز شبكه اينترنت از شكل بسته و محدود خود در سالهاي دهه 80-60 ميلادي بيرون آمد و در آخرين دهه از هزارم دوم به شكلي كاملاً فراگير و سهل الوصول تبديل شد، استفاده از رايانه و اينترنت ابتدا به صورت يك امر هيجان آور و سپس به صورت يك نياز و يك تسهيل گر آموزش در آورده است.بنابراين طبيعي است كه دانش آموز خود نيز استفاده از اين امكانات را به روشهاي قديمي ترجيح دهد.»
منابع زياد و مختلفي از طرف موسسات علمي و آموزشي و نيز افراد و سازمانها و … بر روي شبكه اينترنت قرار مي گيرد كه شكل آنها هم گوناگون و متنوع است. دانش آموزان با استفاده از موتورهاي جستجوگر يا لينك ها مي توانند اطلاعات خود را به دست آورند اما « مشكلي كه در اين بين براي دانش آموزان ايراني وجود دارد ، اطلاعات اندك فارسي بر روي اينترنت و نيز عدم آگاهي كافي از زبانهاي خارجي به خصوص انگليسي است . بنابراين آشنايي با زبانهاي بين المللي يكي از لازمه هاي ورود به دنياي آموزش نوين است، كه بايد مورد مورد توجه جدي متوليان آموزش و پرورش باشد.» گر چه متوليان هنوز بحث دارند كه زبان خارجي از كلاس اول يا دوم راهنمايي باشد! مدارس غير انتفاعي و كانونهاي زبان به آن مانند كالاي تبليغي و مصرفي نگاه مي كنند و جنبه سوددهي اين آموزش نيم بند برايشان مهم است. در حالي كه در كشور همسايه پاكستان مسأله آموزش انگليسي حل شده است ( شايد به دليل وابستگي قبلي كشورهاي هند و پاكستان به انگلستان) و خيلي ساده امكان بررسي سواد انگليسي دانش آموزان پنجم ابتدايي آنان با دانشجويان ترم آخر كار شناسي زبان انگليسي ما وجود دارد!
« دانش آموزان در جستجو براي به دست آوردن اطلاعات مورد نياز در شبكه اينترنت ، گزينه هاي زيادي پيش روي خود دارند . در بسياري از كشورها، موتورهاي جستجوي تخصصي فراواني بر روي سايتهاي علمي به وجود آمده است كه جستجو و دستيابي به اطلاعات را بسيار تسهيل مي كند ، به نظر مي رسد، براي اجرا و پياده ساختن چنين امكاني بايد به راه اندازي موتورهاي جستجويي كه امكانات فارسي داشته باشد، اقدام كرد كه مي تواند اين اقدام از سوي وزارت آموزش و پرورش صورت گيرد. مثلاً مي توان با تجهيز سايت شبكه رشد (http.//www.roshd.ac.ir ) كه متعلق به وزارت آموزش و پرورش به اين مهم است دست يافت» ولي در اين تجهيز برنامه ريزان دقت كنند كه سرعت و امكانات جستجو كمتر نشود بلكه گزينه ها دقيق تر و لينك ها بهتر و تخصصي تر يافته شوند.
« ابزارهاي اينترنتي در زمينه آموزش و يادگيري به كمك دانش آموزان و معلمان آمده است تا به وسيله آنها بتوانند به نقد، تحليل و گزينش اطلاعات بپردازند. به طور مثال مي توان به گروهاي خبري Usenet ، شبكه هاي گپ زني اينترنتي و اطاقهاي گفتگو اشاره كرد. گروههاي خبري متشكل از افرادي است كه پيرامون يك موضوع خاص گرد هم مي آيند و هر يك دانسته ها و نظرات خود را براي ديگر اعضاي گروه عرضه مي كنند. بر پايي چنين انجمن هايي با اهداف آموزشي و تربيتي به سادگي انجام پذير است و با هزينه اي مختصر بر روي SERVER هاي اينترنتي قابل ايجاد است.» خيلي جذاب است كه بتوان گروهي با موضوع كتاب هديه هاي آسمان (تعليمات ديني) ابتدايي ايجاد كرد كه كاربران اعم از مولفان ، برنامه ريزان ، معلمان و اوليا و حتي دانش آموزان مطالب مورد نظر خود را براي دسترسي در آن بگنجانند. افراد ديگر گروه به آن دسترسي داشته باشند. وقتي نظرات انتقادي يكديگر را بررسي و به جوابگويي بپردازند ولي حداقل معلم علاقمند در اين موضوع در ابتداي راه فعاليتها و افكار به مسأله اي به نام هزينه بر مي خورد كه…!
اطاقهاي گفتگو نيز حالات فوق را دارند حتي مي توان با استفاده از اطاقهاي گفتگو كه به راحتي بر روي سايتهايي چون Yahoo! به طور رايگان قابل ايجاد و بهره برداري است، به صحبت هاي علمي روز پرداخت كه البته اين هم به موضوع هزينه استفاده از اينترنت بر مي خورد. كه اگر به شكلي اين موضوع حل شود مي توان به صورت بر خط (On line )، زنده و رو در رو از متن، صدا و حتي تصوير ويدئويي ، معلمان مي توانند به تبادل اطلاعات بپردازند.
«از مزاياي ديگري كه براي فناوري اينترنت در آموزش و يادگيري گفته شده است سادگي استفاده و به كار گيري از ابزارهاي آن است . دانش آموزان قادر هستند با استفاده از اين ابزارهاي ساده اطلاعات خود را بر روي اينترنت بگنجانند تا ديگران نيز به آن دسترسي داشته باشند و يا در مقام توليد كننده دانش با استفاده از شبيه سازي هاي رايانه اي به توليد و طراحي سايتهاي اينترنتي اقدام كنند.»
با استفاده از نرم افزار ساده اي مثل Front Page ( كه خيلي راحت هم در ايران كپي مي شود) به همراه سيستم عامل Windows آنقدر كاركرد ساده اي دارند كه هر كس با كمترين آشنايي با سيستم عامل مي تواند از آن استفاده كرده و به ايجاد سايت و وبلاگ بپردازد. با ايجاد فضاي رايگان بر روي يكي از سايتها، اطلاعات بلافاصله بر روي اينترنت قرار مي گيرد . در اينجا فرد كاربرد علاوه بر جمع آوري و تلفيق اطلاعات از طريق بر پايي سايت يك پيام رسان اثر بخش نيز مي شود.
« تجربه هاي اين چنين در محيط هاي آموزشي به دانش آموزان اين را در درياي بيكران و عميق اطلاعات اينترنت به غواصي بپردازد و نا شناخته هاي زيادي را در باره مسائل زندگي كشف و مهارتهاي لازم را كسب نمايد.» دانش آموز ياد مي گيرد چگونه از يك روزنامه چگونه استفاده كند، در يك موزه گشت و گذاري مي كند و اگر محيطي مناسب را پيدا كرد و يا آدرس همايش علمي را داشت و برگزار كنندگان همايش همزمان با استفاده از ويدئو اطلاعات را روي سايت گذاشته داشته باشند در آن كنفرانس نيز شركت و خود را در بحث نيز وارد كند.
« اين بايد پذيرفت كه اينترنت به شكل گسترده و عمومي آن هيچ متولي خاصي ندارد و اصولاً هيچ فرد ، گروه و يا كشوري وابسته نيست. بنابراين طبيعي است در جايي كه نظارت وجود ندارد، سايتها و اطلاعات مسموم و غير اخلاقي نيز در آن وجود داشته باشد. اما اگر دانش آموز ارزشي واقعي اطلاعات وسيعي كه در اينترنت موجود است را درك كند به عنوان يك مبادي آداب و اخلاق انساني و يك شهروند مسئوليت پذير هيچگاه به سمت و سوي چنين مسائلي كشيده نخواهد شد بنابراين مي توان نتيجه گرفت كه يكي از امور مهم متوليان امر آموزش در عصر فناوري ، تربيت اخلاقي دانش آموزان در استفاده از فناوري است.»
آيا رايانه تعليم و تربيت را غير انساني خواهد كرد؟
مطالب اصلي مربوط به اين بحث در وبلاگ دكتر محمد عطاران موجود است . حتي ايشان مباحثي در ارتباط با فرهنگ كتاب و قلم و فرهنگ فناوري و ديجيتال و مقايسه اين دو ، مطرح كرده اند كه در جاي خود بحثي مفيد مي باشد كه كار روي آن براي كليه دست اندر كاران تعليم و تربيت لازم است . در وبلاگ ايشان همچنين لينك هاي مفيدي مانند: IT inEdueation و ICT for teacher جهت مراجعه علاقه مندان در دسترس مي باشد.
«مجموعه گفتگو با افرادي كه معتقد به خطرات ورود رايانه به تعليم وتربيت هستند نشان مي دهد كه چهار روايت در اين زمينه وجود دارد :
روايت اول: كودكان از جامعه و ساير افراد انزوا مي يابند.
روايت دوم: رابطه معلم دانش آموز فرو مي ريزد.
روايت سوم: آموزش ارزشهاي انساني در معرض خطر قرار مي گيرد.
روايت چهارم: تعليم و تربيت بيش از حد قالبي مي شود .»
در ارتباط با توضيح موارد فوق ابتدا بايد موضوع تعامل اجتماعي را تعريف كنيم و ميزان اهميت آنرا مشخص سازيم . شكي نيست كه وظيفه تعليم و تربيت آماه كردن فرد براي زندگي در اجتماع آينده است ولي كودك با گذراندن اوقات خود در پاي كامپيوتر عملاً رفتارهاي اجتماعي را در تعامل همسالان خود ياد نمي گيرد. اگر آموزش رفتارهاي اجتماعي را حتي بخواهيم به شكل غير مستقيم انتقال دهيم از كامپيوتر چنين انتظاري را نبايد داشته باشيم . البته در اينجا نحوه استفاده از كامپيوتر در مدرسه مطرح مي شود . « برخي برنامه هاي كامپيوتري به غايت واجد جنبه هاي اجتماعي هستند و ميزان تعامل افراد با يكديگر را افزايش مي دهند .»
در هر صورت اين موضوع با ورود رايانه به مدارس قابل تحقيق است و اكنون امكان پيش داوري در اين مورد نيست . گرچه استفاده از كامپيوتر در ابتدا كاملاً به صورت شخصي است ولي پيش بيني كارهاي گروهي امكان ايجاد تعامل بين دانش آموزان فراهم مي شود و در اينجاست كه دانش اموزان عملاً از يكديگر آموزش رفتار اجتماعي مي بينند.
روايت دوم تكيه به فرو ريزي روابط دانش آموز و معلم دارد. « منتقدين نگران آن هستند كه رايانه جاي معلمين را بگيرند و نقش آنها را ايفا كنند.» در اين صورت نقش معلمان ضعيف تر مي شود. بيشتر حالت تسهيل كنندگان فعاليت دانش آموز در رابطه با نرم افزارهاي آموزشي را خواهند داشت. براي اينكه قدري بر موضوع مسلط شويم ابتدا بايد نقش معلمان را در شرايط حاضر بررسي كنيم.« معلمان اولين اشخاصي هستند كه محيط خانواده را به محيط بزرگ جهان خارج متصل مي كند.و اولين الگو هاي دانش آموز هستند. نقش معلمان فقط ياددهي مهارت و انتقال اطلاعات نيست كه رايانه بتواند جاي آنرا بگيرد. اگر چنين اتفاقي بيفتد در واقع چهره انساني تعليم و تربيت محو مي شود.» رفتار معلم، لبخند معلم، حركات و گفتار معلم همه خود معلمين خاموشي براي دانش آموزان هستند كه شاگرد دائماً تحت تأثير او هستند. همه ي ما مي توانيم خاطرات بسيار زيادي از دانش آموز خود نقل كنيم كه به شدت تحت تأثير رفتار ما قرار گرفته و حتي باعث از بين رفتن اختلالات رفتاري شده ايم. در موضوعاتي ساده مانند رعايت صرفه جويي ، نظافت و… رفتار معلم بهترين الگو است. داشتن دفتر تميز و مرتب ، رعايت نظافت تخته كلاس و حتي لباس خود ، صرفه جويي در استفاده از لامپ روشنايي ، بخاري و گچ و تخته كلاس همه و همه آموزگار خاموشي هستند كه بهترين رفتار را انتقال مي دهند. همچنين اولين مشكلي كه براي دانش آموز پيش مي آيد اولين كسي است كه والدين با او موجه مي شوند ، معلم است. او مي توان نقش پاسخگو را ايفا كند. اگر رايانه جاي معلم را بگيرد ما با تعليم و تربيت غير پاسخگو و مكانيكي روبرو خواهيم شد.
ولي علم و تكنولوژي دارد راه خود را به سرعت مي پيمايد. علم امروز ما ، ساليان بسياري است كه كهنه شده است. حجم اطلاعات موجود در اينترنت به ما مي گويد كه بسيار عقب تر از كاروان علم و دانش دنيا هستيم. دانش آموزان كار با رايانه را آموخته اند و نسل آينده بسيار با آن آشنا تر خواهد بود. معلم هم نمي تواند با دلايل واهي علم جديد را به طور كلي انكار كند. پس معلمين بايد به گونه اي حركت كنند كه رايانه نتواند دانش آموزان را از معلم فارغ كند كه اگر چنين اتفاقي بيفتد از منزلت او كاسته خواهد شد.« همچنين اگر دانش آموزان رايانه را از معلم خود ماهرتر و قابل اعتمادتر ببينند احترام به معلمان كمتر خواهند گذاشت.» ولي در هر صورت كامپيوتر هرگز جانشين انسان نخواهد شد. « همانطور كه يك كتابخانه مملو از كتاب نمي تواند جايگزين معلم شود.»
« به هر روي اين كه رقابتي بين معلمان و كامپيوتر رخ دهد به عوامل ديگر بستگي دارد. اگر معلمان مديران استفاده از كامپيوتر باشند و مديريت آن را به عهده بگيرند ، احتمالاً اين رقابت به وجود نخواهد آمد ، ولي اگر كامپيوتر همان كاري را انجام دهد كه معلم در حال حاضر به انجام آن مشغول است، اين اتفاق محتمل است.» و به دست گرفتن مديريت رايانه بدون اطلاع از دانش آن امكان ندارد. اگر معلم صرفاً به دنبال انتقال دانش و سئوال از دانسته ها باشد پس رايانه ها حتماً بهتر مي توانند اين نقش را به عهده بگيرند.
روايت سوم به در خطر قرار گرفتن ارزشهاي مهم انساني در صورت حضور كامپيوتر در مدارس، توجه دارد. گروهي معتقدند ارزشهاي انساني دلايلي وجود دارد كه در جريان رشد طبيعي كودك و يا در جريان فرآيند اجتماعي خود به خود به دست نمي آيند. بلكه بايد نهادهايي مانند: خانواده، مدرسه، مسجد، راديو و تلويزيون و… آنها را به كودك بياموزند . از مهمترين اين نهادها مدرسه است كه اين ارزشها را در قالب برنامه آشكار و يا برنامه پنهان به كودكان مي آموزند . ارزشهايي مانند آزادي ، برابري، عدالت و… كه البته ذيل آن بچه ها بايد گوش دادن به يكديگر ، تحمل يكديگر ، حل اختلافات خود با ديگران به شيوه مسالمت آميز و… انجام دهند تا آن ارزشهاي بزرگ به دست آيد.
دانش آموزاني كه وقت خود را صرف كار با رايانه مي كنند به طور كلي وقتي براي توجه به ارزشها انساني و آموختن آن نخواهند داشت چرا كه ارزشهاي اخلاقي و انساني در كار با يك جسم بيجان حاصل نخواهد شد بلكه در مواجه با ديگر انسانها آموخته مي شود . حتي رايانه گاهي ارزشهايي را آموزش خواهد داد كه ما اصلاً نمي خواهيم دانش آموز آنها را در موقيعت و سن فعلي خود بداند. همچنين وجود رايانه باعث خواهد شد كه همه حرفها در اطراف موجودي بي جان و مسائل فني مربوط به آن دور بزند. بچه ها وارد كلاس مي شوند. در پشت رايانه مستقر شده و با ورود آدرس به دنياي آموزشي و اطلاعات وارد مي شوند . شايد هم زنگ تفريح ديگر معني خود را از دست خواهد داد آنوقت است كه محتواي اخلاقي مدرسه فقير خواهد شد در نهايت اين بي توجهي به ارزشهاي اخلاقي به خصوص ارزشهاي ملي و ميهن ، نهادهاي اجتماعي و وحدت ملي و نهايتاً تمدن انساني در معرض خطر قرار خواهد گرفت . با دقت به آنچه كه فعلاً دانش آموزان ما ( حتي آنهايي كه از رايانه استفاده نمي كنند) از وسايل ارتباط جمعي تأثير مي گيرند.متوجه مي شويم كه در حال حاضر بنا به دلايل زيادي تلويزيون مشغول تربيت كل مردم كشور به خصوص كودكان و نوجوانان است. فرزندان ما خواسته يا نا خواسته تحت تأثير مسائل مطرح شده در فيلم هاي تلويزيوني هستند.
برنامه ها و فيلم هايي كه اكثراً توليد غرب است و ناآگاهانه انتخاب هم شده اند و مسائل و مشكلات خاصي را به خانواده ها منتقل مي كنند . روزي نيست كه دانش آموزان ما تحت تأثير فيلم يا سريالي كه شب از تلويزيون پخش شده نباشند . دائم درصدد تقليد حركات و صحبتهاي قهرمان پوشالي برنامه نباشد. از طرف ديگر هيچ بررسي كرده ايم كه مدارس اصولاً تا چه حد در امر آموزش ارزشها موفق بوده اند كه رايانه بتواند اين ارشها را از آنها بگيرد . با دقت در رفتار نوجوان و جوان تربيت شده در جمهوري اسلامي ، رفتار آنها را مشابه همه چيز مي يابيم به جز رفتار يك فرد ايراني ! تا چه خانواده ها از بردن داد تربيتي مدارس راضي هستند و تا چه حد توانسته ايم ارزشها را منتقل كنيم كه حال نگران از بين بردن آن توسط رايانه باشيم؟ همانطور كه قبلاً گفته شد همه خود را مسؤول تربيت نسلي جديد مي دانند. به تعداد كلاسها و پايگاهايي كه حداقل تابستان توسط اشخاص، ادارات، ارگانها و… تشكيل مي شود دقت كنيد. راستي مسؤول تربيت اين نسل كيست؟ آنچه آموزش و پرورش فعلاً در اختيار دانش آموزاني است كه به شكل هاي مختلف تحت تربيت ديگران بوده اند و ما….؟ ظاهراً اگر فقط انتظار آموزش 2*2 را داشته باشيم ، كافي است.
روايت چهارم كه اشاره به قالبي شدن تربيت دارد را جداگانه بررسي كرده ايم ولي در اين قسمت فقط لازم است اشاره داشته باشيم كه خطر قالبي شدن تعليم و تربيت زماني فزوني مي يابد كه تصميم گيران و برنامه ريزان كشوري و محلي «كفايت لازم براي تصميم گيري بر اساس اطلاعات» را نداشته باشند. آن وقت اين خطر بروز كند . طبيعي است اگر معلمين ، مسئولين مدارس و اوليا از چرخه تصميم گيري در باره نحوه استفاده از رايانه خارج شوند و مجبور باشند كامپيوتري براي مدرسه خريداري كنند بدون آنكه فرهنگ استفاده را ايجاد كرده باشند . از نرم افزارهاي مشخص و محدود استفاده نمايند و كار را به طور كلي به سيستم هاي تجاري بسپارند، خطر قالبي شدن تعليم تربيت بيش از حد مي شود. چون برنامه اي در روي كامپيوتر آورده شده كه با فرهنگ ، وضعيت اجتماعي، اقتصادي و… كاربران همخواني ندارد پس با همانندي ، منتظر قالبي شدن تربيت هم بايد باشيم.
نتيجه
در اين مقاله با تعريف وسايل ارتباط جمعي سعي كرديم ديد روشني نسبت به آنها پيدا كنيم و جايگاه رايانه را در ميان آنها بيابيم . پس به دليل شاخصه هايي كه رايانه داشت آنرا جزو وسايل ارتباط جمعي قرار داديم . سپس با بررسي نظر مك لوهان در ارتباط با نقش وسايل ارتباط جمعي در دهكده جهاني به نقش بي چون و چراي آنها در شكل دهي زندگي اجتماعي مردم پرداختيم.
از آنجا كه فناوري هاي جديد ، عصر فعلي را دوران طلايي اطلاعات كرده است توسعه و ضرورت اصلاح در برنامه هاي آموزش و پرورش پرداختيم و اينكه در شيوه هاي تدريس معلمين و استفاده آنها از روش هاي نوين تدريس و توجه به يادگيري مشاركتي اصولاً نمي توانيم فرد را براي آينده تربيت كنيم.
براي ورود رايانه به حوزه تعليم و تربيت برخي زير ساختها لازم است كه به آساني در ايران قابل دسترسي نيست.
تكنولوژي قديمي مخابرات در زماني كه سرعت دسترسي به اطلاعات حرف اول را مي زند، اشكالات را بيشتر نمودار مي سازد. برخي از انحصار طلبيها در ايجاد خطوط مخابراتي قوي و آنتن هاي ماهواره ، سرعت دسترسي به اينترنت را در حد ضعيفي نگه داشته است. در حالي كه فيبر نوري تكنولوژي بيست سال گذشته غرب است ما اكنون خوشحال هستيم كه شرق و غرب كشور را با فيبر نوري به هم وصل كرده ايم و در حالي كه كشورهاي شرق آسيا روي نسل چهارم تكنولوژي مخابرات دارد كار مي كنند ما به گونه اي عمل مي كنيم كه هر چه امكان دارد سرعت خطوط مخابراتي را كم كنيم.
اگر نظر بر اين است كه معلمين را با رايانه آشنا كنيم مي بايد قدرت خريد آنها را هم سنجيد و يارانه هاي تشويقي به اين كار اختصاص داد . از سوي ديگر مشكل بعدي مدارس و معلمين ما در دسترسي به اينترنت خريداري كارت ساعت استفاده است كه حتي معلمين علاقمند را كمي به فكر فرو مي برد . آيا همانگونه كه كشورهاي خارجي براي استفاده معلمين و اساتيد خود از اينترنت تسهيلاتي حتي تا سر حد مجاني فراهم كرده اند ، ما هم نمي توانيم چنين عمل كنيم؟ تا وقتي كه موضوع هزينه ها براي معلم مطرح باشد مسأله رايانه را جزو فرهنگ هم نبايد محسوب كرد.
از نگراني ها و چالشها در استفاده از رايانه و اينترنت صحبت شد و به اين نتيجه كلي دست يافتيم كه اگر معلمين ما به دانش روز مجهز نشوند و تغيير در نحوه تدريس و بالطبع آن نگرشهاي خود ، ايجاد نكنند، رايانه مي تواند جاي معلم را بگيرد ولي اگر معلم ما به فلسفه آموزش و پرورش ، يادگيري هاي فراشناختي، روشهاي نوين تدريس رايانه و مباحث مختلف آن به خصوص وبلاگها را مكان دسترسي و استفاده از آنها ، مسلط مي شود امكان دارد كه رايانه حتي به كمك او بيايد و تدريس و فعاليتهايش را هم غني تر نمايد. در هر صورت معلمين نمي توانند چشم به روي اين پديده ببندند و بايد با مجهز به دانش روز هر چه مي توانند رايانه را در خدمت آموزش خود قرار داده و با ايجاد وبلاگ شخصي خود را در معرض استفاده بقيه هم قرار دهند.
پيشنهادات:
آنچه كه آموزش و پرورش با توجه به همه ضعف ها مي تواند انجام دهد ، در ادامه توضيح داده خواهد شد. مشكلات زيادي وجود دارد كه مستقيماً بر كار آموزش و پرورش تأثير مي گذارد ولي در ضمن آن مشكلاتي هم قابل اصلاح در زمان فعلي و از طرف آموزش و پرورش نيست.
1ـ فعلاً بيشتر تلاش آموزش و پرورش در رابطه با ICT آموزش مقدمات آن به كليه دست اندر كاران تعليم و تربيت است . آموزش هاي مقدماتي شامل سيستم عامل Windows و آشنايي با اينترنت است ولي با بررسي وضعيت اقتصادي همكاران شركت كننده متاسفانه متوجه مي شويم آموزش ارائه شده در حد همان كلاس باقي مي ماند چرا كه اكثر همكاران امكان خريد رايانه شخصي ندارند گر چه تلاشهايي براي در اختيار گذاشتن كامپيوتر به صورت اقساطي انجام گرفته است ولي هيچ شركتي دوستدار علم نيست بلكه سوددهي در كليه شركتها حرف اول را مي زند پس قسط ها و پرداخت ماهيانه بالا مشكل را حل نمي كند . بايد براي استفاده معلمين علاقمند امكاناتي به صورت سايت حتي به صورت رايگان فراهم شود و البته بر استفاده از كار نظارت هم شود.
2ـ مشكل بعد در رايانه و استفاده از آن دسترسي به اينترنت است كه آنهم مستلزم صرف هزينه هاي زيادي است. خوشبختانه قدمهاي اوليه براي توزيع كارت ساعت با قيمت مناسب انجام گرفته ولي امكانات تشويقي حمايتي هم در اين رابطه لازم است وجود داشته باشد.
3ـ شايد از مجموعه برنامه هاي رايانه ايجاد صفحات وبلاگ آموزشي از مؤثرترين فعاليتهاي آموزشي براي معلمان باشد. چون سايتهايي كه امكانات مجاني ايجاد وبلاگ در اختيار مي گذارند در ايران محدود است و اگر وب هم ايجاد شد به دليل حجم بالاي تصوير و مراجعان ، سرعت دسترسي به وبلاگ بسيار پايين مي آيد. سايتهاي خارجي هم براي ايجاد وب وجود دارد ولي چون بر تبليغات ارائه شده در آن نظارتي امكان ندارد لذا هميشه امكان ظهور تصاوير مشكل دار در قالب سايت وجود دارد. آموزش و پرورش مي تواند مستقيماً سايتي طراحي و جهت ايجاد وبلاگ مجاني آنرا معرفي نمايد . حتي امكان ايجاد صفحات وب براي مدارس بايد پيش بيني شود. اقدام حمايتي ديگر آموزش طراحي صفحات وب با استفاده از نرم افزار Front Page است و چون آموزش نسبتاً طولاني نمي خواهد اين اقدام بسيار مؤ ثر خواهد بود.
4ـ تمام فعاليتها در بن بستي به نام روش معلم گرفتار مي شود . تا معلمين نياز به تغيير روش را حس نكرده و به روشهاي نوين ياددهي – يادگيري بي توجه باشند فعاليتها خنثي شده و عقيم خواهد ماند . پس ابتدا تأكيد بر تغيير نقش معلم از داناي كل به راهنمايي كه خود احتياج به آموزش دارد و سپس آموزش روشهاي نوين تدريس، درگير نمودن معلمين در محيط هاي واقعي و نظارت بر فعاليتها در كليه ي دوره هاي تحصيلي، اولين قدمها برداشته خواهد شد .
5- توجه داشته باشيم از زماني كه موضوع روشها ي نوين تدريس مطرح شده گويا انتظار اجرا فقط از طرف معلمين ابتدايي بوده است در صورتي اين كار در كليه ي دوره هاي تحصيلي و حتي دانشگاهها بايد نهادينه شود . اگر در دورههاي پايين به محصول يادگيري و روش ياددهي تأكد شود و در دورههاي بعد هنوز تأكيد بر دانش و دانسته ها باشد، باز هم فعاليتها به جايي نخواهد رسيد .
6- بالطبع تغيير در روشهاي تدريس، تغيير محتوا نيز لازم مي شود . محتواي فعلي كتابهاي درسي همه چيز را آماده در اختيار دانش آموزان قرار مي دهد . به طور طور كلي جايي براي تحقيق و جستجو و پرسشگري در متن درسها وجود ندارد . اگر هم جايي در متن سؤالي مطرح شده است بلافاصله خود متن مبادرت به پاسخگويي كرده است . حتي با نگاهي دقيق به تصاوير كتابهاي درسي همين مشكلات را در آنها پيدا مي كنيم . در هر صورت اگر قرار است روحيه ي جستجوگري را پرورش دهيم اين تغيير نيز در جاي خود لازم است .
7- همزمان با تغيير روشها و تغيير محتوا طبيعتاً لازم است ديدگاه معلمين نسبت به تكليف تغيير كند . با فعاليتهايي كه انجام شده خوشبختانه زمينه تغيير اين ديدگاه به وجود آمده است. تازماني كه تكليف براي نشستن دانش آموز و جلوگيري از شيطنتهاي او در خانه باشد اين فعاليتها كمكي به يادگيري و تثبيت آن نمي كند . معلمين با ارائه آزمونهاي عملكردي و سنجش عملكردي دانش آموزان نه پاسخهاي صحيح آنان زمينه هاي استفاده صحيح از رايانه را مي توانند در دانش آموزان ايجاد نمايند و حتي با استفاده از نرم ا فزارهايآموزشي به پاسخ دهي بپردازند . مسير رسيدن به پاسخ را مشخص نمايند و ……
8- با ورود رايانه به مدارس نحوه ارزشيابي هم دچار تغيير مي شود . ارزشيابيهاي مرحله اي و تكويني نمي تواند شامل آزمونهاي مداد و كاغذ باشد . معلمين با توجه به آموزشهاي خود نحوه دسترسي دانش آموزان به اطلاعات، لازم است نحوه ي ارزشيابيهاي خود را تغيير دهند كه البته قبل از آن نيز ديدگاه مسؤلين نسبت به امتحانات بايد تغيير يابد تا زماني كه اتاق تكثير و قرنطينه و… باشد خيلي سراغ از حضور مؤثر رايانه در آموزش و پرورش نبايد بگيريم .
9-تمام فعاليتها بدون ايجاد فرهنگ مناسب در خانواده ها بدون ثمر باقي مي ماند . آموزش و پرورش وقتي موضوع آزمونهاي دو نوبتي را مطرح كرد فرهنگ سازي لازم را در بين خانواده ها نداشت پس تلاش معلمين در ارائه آزمونهاي عملكردي نيز بي خاصيت باقي ماند . اين موارد در آموزش و پرورش بسيار اتفاق افتاده و طرحها را عقيم گذاشته است . در هر صورت بدون فرهنگ سازي در خانواده ها، نمي توان انتظار همكاري و ايجاد بستر مناسب براي فعاليتهاي دانش آموز را از آنها داشت .
10- بدون درگذاشتن امكانات مناسب در اختيار معلم و مدارس نمي توان شعار ورود رايانه به مدارس را داد . اگر امكان تأمين هزينه هاي مختلف را ( كه قبلاً به آنها اشاره كرديم ) نداريم، بهتر است بطور كلي بحث اين موضوع را در آموزش وپرورش اصولاً مطرح نكنيم .
11- از همه چيز گفتيم به جز حقوق معلم ! بدون معلم با انگيزه همه فعاليت در جمله ي ول كن بابا ! خلاصه و تمام مي شود . انگيزه را به وجود بياوريم و تقويت كنيم .
**********************************************************************
از آنچه گفتيم به موضوع اصلي مي رسيم كه رايانه نمي تواند با وضعيت فعلي جاي معلم را در آموزش بگيرد .
به هوش باشيم كه تعليم و تربيت در چند حرف خلاصه نمي شود
آموزش وتعليم پيچيده تر از اين مطالب است كه كامپيوتر جاي آنرا بگيرد .
ولي در هر صورت به هوش باشيم . تلاش و كوشش داشته باشيم و
از خدا خواهيم توفيق عمل بي عمل محروم ماند از رب
فهرست منابع و مأخذ
جام جم ( روزنامه) شماره 776
راصد، سعيد، جزوه آموزش از طريق همياري، دوره تربيت مدرس ، مشهد تابستان 1381
رشيد پور، ابراهيم. آئينه هاي جيبي آقاي مك لوهان ، انتشارات راديو تلويزيون ملي ايران1352
ساروخاني ، باقر ، جامعه شناسي ارتباطات، انتشارات اطلاعات 1380
عطاران ، محمد، وبلاگ اختصاصي
كازنو، ژان، جامعه شناسي وسايل ارتباط جمعي، ترجمه بارقر ساروخاني و ديگر ان، انتشارات اطلاعات 1372
كارگر اميراني ، محمد مهدي، مجله رايانه، شماره 114
همشهري( روزنامه) 9/9/78
همشهري (روزنامه) 25/4/82
سايتهاي كامپيوتري
www.IRIB.com
www.educationkerman.com
www.Ayandeh-Negar.org
www.ICT.edu.ir